مشخصات شهید

شهید حسین بنافی

40
نام حسين
نام خانوادگی بنافي
نام پدر كرم
تاربخ تولد 1315/06/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1361/05/07
محل شهادت -
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات بي سواد
مدفن دهقايد
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    به نام خداوند مهربان و سپاس به درگاه او.زندگي نامه انساني وارسته و شهيدي عزيز را به حضورتان تقديم مي كنيم.شهيد بزرگوار حسين بنافي در سال1314در روستاي قهرمان پرور دهقايد از توابع شهرستان دشتستان در خانه اي محقر و از پدري با ايمان و مادري عفيف و پاكدامن چشم به جهان گشود.پدرش آن چنان با قرآن و عبادت مأنوس بود كه قبل از مرگش،سيدي از آل محمد(ص) را در خواب مي بيند و كوله بار سنگين زندگي ، بر دوش او و مادرش گذارده مي شود.ولي با سختي و رنج بسيار بزرگ مي شود و هم چون آهن در كوران زندگي آب ديده مي شود. ايشان سواد خواندن قرآن را نزد آخوندهاي مكتبي فرا گرفت.و از قاريان خوب محل زندگي خويش شد . در سن16سالگي با دختري متدين از خانواده اي مذهبي ازدواج كرد . حاصل اين زندگي مشترك5 فرزند پسر و4 فرزند دختر مي باشد كه به لطف الهي همگي دوستان و خدمتگزاران اهل بيت(ع) و دين مبين اسلام هستند.شهيد در دوران انقلاب اسلامي يكي از طرفداران مخلص امام خميني (ره) بود و قلباً به ايشان عشق مي ورزيد.تا اين كه انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري امام خميني(ره) به پيروزي رسيد و بساط حكومت ستم در ايران برچيده شد و ملت قهرمان ايران طعم آزادي را حس كردند و به سازندگي كشور خويش پرداختند.اما دشمنان قسم خورده اين ملت را كه همواره در سوداي دور كردن مردم از هدف خود كه همانا اسلام ناب محمدي (ص) مي باشد ، جنگ تحميلي را به وسيله يكي از اذناب سردمداران كفر ، به اين ملت قهرمان تحميل كردند و از هر سو بر اين ملت فداكار فشار آوردند و از زمين و هوا بر اين خاك مقدس تازيدند.در اين لحظه حساس كه رهبركبير انقلاب حكم دفاع از مملكت و ناموس اين ملت را صادر كردند و فرمودند:«هر كس توانايي دفاع در مقابل دشمن را دارد به جبهه ها برود و از خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران دفاع كند » ، شهيد بنافي در همان اوايل جنگ فرمان رهبر را لبيك گفته و به جبهه حق عليه باطل اعزام شد.ولي پس از3 ماه خدمت در غرب كشور به خانه بازگشت و پس از جمع آوري محصولات كشاورزي ، مجدداً به جبهه بازگشت و اين بار در جبهه جنوب مشغول به خدمت شد و آن چنان در روحيه سربازان و بسيجيان اثر گذاشت كه همگي به او لقب حبيب ابن مظاهر را داده بودند.او در خود احساس خستگي نمي كرد و هم پاي جوانان در جبهه شركت مي نمود.تا اين كه در اعزام سوم خويش به جبهه و در عمليات رمضان پس از رشادت هاي فراوان مجروح شد . سربازان خواستند او را به پشت جبهه انتقال دهند اما ايشان قبول نكرد و گفت:«شما به راه خودتان ادامه دهيد»آن ها را به جلو فرا مي خواند و مي گفت : نياز اين است كه شما پيروز شويد و دل امام را شاد كنيد و در اين عمليات سپاهيان غيور اسلام تا چند قدمي فتح بصره بودند و دشمنان سد را بر روي لشكريان ايراني گشودند و مجروحاني كه توان عقب نشيني را نداشتند ،  به كام آب هاي خروشان كشيده شدند و در ميان گل و لاي مدفون گشتند.از اين لاله هاي  مفقود الجسد تاكنون نشاني يافته نشده  است.شهيد حسين بنافي نيز افتخار حضور در زمره اين جاويدالاثران را داراست و مايه افتخار خويش و ملت قهرمان ايران و باعث عزت اسلام و مسلمين گرديد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه از فرزند شهيد:

    پدرم يك انسان مذهبي بود.ايشان سعي مي كرد واجبات خود را انجام دهد و تا آن جا كه مي توانست به مستحبات هم توجه داشت.پدرم قرآن را با صداي زيبا تلاوت مي كرد.و آن قدر به فرايض ديني پاي بند بود،كه تابستان هاي گرم و طاقت فرسا كه كمتر كسي حاضر مي شد روزه بگيرد.ايشان روزه مي گرفت و هم در مزرعه به درو كردن مشغول مي شد.ايشان هر سال ماه مبارك رمضان در شب اول،آن سحري اول را با نان و چاي شروع مي كرد و بعد از پايان ماه رمضان تا 3 شب به ياد ماه رمضان بلند مي شد.پدرم بيشتر وقت هاي خود را به تلاوت قرآن مي پرداخت و به ائمه و اهل بيت(ع) علاقه وافري داشت.علاقه خاصي به امام علي(ع) و امام حسين (ع) داشت و هميشه در مورد اين دو بزرگوار براي دوستان سخن  مي گفت از مظلوميت علي(ع) و از جوانمردي حسين بن علي (ع)  مي گفت . پدرم سياست را از دين جدا نمي كرد،خود ساخته بود.به ياد دارم قبل از انقلاب اسلامي در نيروگاه استان بوشهر كار مي كرد.جنب و جوش مردم را ديد.ايشان نيز با آنها همگام شد و هميشه دوست داشت اسلام واقعي برقرار گردد.پدرم هميشه ما را به روزه گرفتن  و نماز سر وقت خواندن تأكيد مي كرد.

     

    رفتار و اخلاق شهيد:

    پدري مهربان،دوستي صادق و رزمنده اي شجاع بود و در انجام مسئوليت ها جديتي تمام داشت و با چهره اي مظلوم صداقتي عجيب داشت . دربرخورد با اهل منزل و اقوام و خويشان همواره رويي گشاده و آغوش باز داشت.

    پدرم هميشه خنده بر لب داشت.وي انساني وارسته بود.هيچ وقت كسي را از خود ناراحت نمي كرد.سعي مي كرد كه به همه مردم كمك كند و نياز آنها را بر طرف كند. ادامه مطلب
    خاطره اي از شهيد:

    فرزندش مي گويد:آخرين باري كه به جبهه رفت ، از مادرم خواهش مي كرد كه به او اجازه رفتن به جبهه دهد ولي مادرم مي گفت:«من نمي توانم به تنهايي بار زندگي را بر دوش بگيرم.»يادم مي آيد كه چقدر التماس مي كرد و مي گفت:تو را به فاطمه زهرا(س) مرا مرخص كن.تمام زندگيم و بچه ها مال تو باشد و اگر شهيد شدم تو را هم شفاعت مي كنم.باز هم مادرم روزهاي سخت و فشار زندگي بدون او بودن  را به ياد مي آورد  و اجازه نمي داد.من در اين ميان كه دختري17ساله بودم به پدرم گفتم:«پدر جان حاضرم مراقب زندگيت باشم و در تمام مشكلات زندگي ،  مادرم را همگام شوم چون دوست داري به جبهه بروي، من با جان و دل مشكلات زندگي را مي پذيرم . تا الان هم خود بار مسئوليت زندگي پدرم را برعهده گرفته ام.»كربلايي فاطمه مي گويد:ياد دارم شعري را كه در زمان پدرم بود و آرزوي ديدن كربلا باعث شد كه هر وقت به ياد كربلا و به ياد لبان عطشان حسين(ع) مي افتاد اين شعر را زمزمه مي كرد:

    دلم مي خواد ببيند كربلا را      زيارت بكنم خون خدا را

    بروبم صحن او با خار مژگان    بشويم با  سرشكم آن سرا را

     

    خاطره اي ديگر از همرزم شهيد، برادر محمد باصولي:

    روزي من و شهيد را براي آوردن غذاي15 نفر مأمور كرده بودند.بچه ها در قله سر پل زهاب بودند.چون براي ما كمي مشكل بود. در هنگام بالا رفتن از قله ظرف پر از غذا از دست ما افتاد . مقداري از آ‌ن بر روي خاك ها ريخت،شهيد بنافي آن را با دست خود جمع كرد و گفت اين مقدار غذا سهميه يك رزمنده است من خود اين مقدار غذاي همراه خاك را مي خورم تا غذا به همه برادراني كه بالا هستند برسد ، چرا كه ما با كمبود غذا مواجه مي شديم. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دهقايد
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید