مشخصات شهید

شهید حسنعلی قلی زاده

28
نام حسنعلي
نام خانوادگی قلي زاده
نام پدر عبدالله
تاربخ تولد 1346/07/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1363/08/19
محل شهادت مهاباد
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن دهكهنه
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد حسنعلي قلي زاده فرزند عبدالله در تاريخ 15/7/1346 در شهر شبانكاره پا به عرصه وجود گذاشت. شهيد در خانواده اي وپرورش يافتكه در همان سن كودكي علاقه به نماز و مسجدومجالس مذهبي در ايشان گشت  . پدرش او را به همراه خود به مسجد ومجالس روضه خواني مي برد . چون پدرش تعصب به دستورات اسلام وسفارش ائمه داشت نام فرزند خود را حسن گذاشت وتاكيد مي كرد كه مي بايستي نام فرزندانم را از نام ائمه انتخاب نمايم .

    شهيد پس از هفت سالگي شروع به تحصيل در مدرسه نموده ، چون آن زمان مصادف با تحركات مردم عليه نظام ستم شاهي بود به دقت كودكي جريان انقلاب را زير نظر داشت ، با شروع انقلاب وتعطيلي مدارس ودانشگاه ها وراهپيمايي كه توسط مردم ،‌خود جوش صورت مي گرفت ،‌او نيز به سهم خود شركت مي نمود . ايشان با موفقيت دوره دبستان را پشت سر گذاشت ووارد مدرسه راهنمايي شد . دراين زمان شهيد با انجمن اسلامي همكاري خيلي خوبي داشت ودر انجمن مدرسه راهنمايي اميركبير وبسيج شركت مي كرد وتوسط مسئولين ذيربط مورد تشويق قرار مي گرفت .شهيد چون در خانواده اي فقير متولد شده بود ،‌ از همان كودكي در مخارج خانواده به پدرش كمك مي كرد وخود را متعهد به امرار معاش خانواده مي دانست ،يعني از زمان تعطيلي مدارس كار را شروع مي كرد وظرف مدت تعطيلي مدارس مخارج خود را تا آخر سال تهيه مي كرد . به پدرش مي گفت . من با تأمين مخارج مدرسه ولباس خودم مي توانم كمكي به تو كرده باشم .

    شهيد در امور فرهنگي مدرسه وبسيج عضو فعال بود ودر مسجد امام خميني با همكاري دوستش بناي يك كتابخانه عمومي را گذاشت كه هماكنون اين كتابخانه با نام دوست شهيدالله كرم خواجه نام گذاري شده است .

    شهيد قلي زاده با آن سن وسال كم توانسته بود اعتماد دوستان ، اوليا ء ومربيان ومردم را به خود جلب نمايد ، بطوري كه امين بود ودرستكاري وتعهد اخلاقي آن ، زبان زد عام     وخاص محله روستا بود.شهيد قلي زاده در برگذار نمودن نماز در مدرسه وهمچنين تشويق كردن دوستان خود به شركت در نماز ومجالس مذهبي كوشش وتلاش زياد مي كرد.         ص448

    با فرمان حضرت امام و تشكيل بسيج و با عشق و علاقه اي كه به امام و دستورات آن والا مقام داشت عضو فعال بسيج محله شده بود و در درگيريهايي كه توسط منافقين محلي پيش مي آمد شركت مي كرد . شهيد پس از دوران تحصيل راهنمايي و با موفقيت گذراندن اين مقطع وارد دبيرستان شد و با ورود شهيد به مقطع دبيرستان كشور ما مورد هجوم بيگانگان قرار گرفت و فصل عاشق شدن يار به پروردگار خود فرا رسيد . او در آن زمان با تشويق دوستان و حتي بزرگتر ها براي حضور در جبهه و كمك كردن در پشت جبهه فعاليت چشم گيري داشت . تا اينكه پس از اجازه گرفتن از پدر و مادر خود و مديران مدارس خود عاشقانه به جبهه هاي حق عليه باطل عزيمت نمود . با اينكه شهيد در آن زمان در دبيرستان آزادي شبانكاره مشغول درس خواندن بود ولي به گفته خود شهيد من و دوستان به جبهه مي رويم تا برادران و خواهران بتوانند ادامه تحصيل دهند و دشمن نتواند ايجاد مزاحمت براي آنها بكنند . همچنين شهيد در توجيه پدر و مادر خود مي گفت : امروز كه كشور و دين و ناموس ما مورد هجوم قرار گرفته , برتك تك ما مسلمانان وظيفه است كه به نداي رهبر خود لبيك گفته و عاشقانه جانمان را فداي دين و قرآن و اسلام و كشورمان نماييم . اگر من در اين راه شهيد شدم به تمام آرزوهاي خود رسيده ام , و در عزاي من گريه و زاري نكنيد . هميشه و در همه حال خود را ناظر بر اعمال خود بدانيد , تا اينكه شهيد در سال 63 در واقع عهد و پيماني كه با خداوند و رهبر خدا بسته بود به آرزوي بلند خود يعني درجه شهادت نايل آمد و براي ما خانواده شهيد باعث عزت و سربلندي و افتخار در اين جهان و جهان آخرت گرديد .  ادامه مطلب
    ولا تحسبن الذين قتلو في سبيل ا امواتا  بل احيا’  عند ربهم يرزقون (قران كريم )

    كساني كه در راه خدا كشته شده اند مرده نپنداريد بلكه آنها زنده اند و در نزد خداي خويش روزي مي خورند .

    به نام ا  پاسدار حرمت خون شهيدان و درود و سلام بر امام امت .اينك در اين مرحله از زمان كه كشور اسلامي ما مورد هجوم قرار گرفته است اين جانب وصيت نامه خود را مي نويسم . اي پدر و مادر مهربان من ! شما را سپاس مي گويم كه مرا در دامن خود پرورش داده ايد . پدر و مادر من ! اگر توفيق پيدا كردم و در راه خدا شهيد شدم گريه و زاري نكنيد و هرگز مؤيوس نشويد . اگر من توفيق شهادت پيدا كردم ، به ارزوي خود رسيده ام . مادر گرامي مي دانم كه از دست دادن فرزند خيلي ناگوار است اما تورا به خدا سوگند مي دهم كه در مصيبت من گريه مكن و مانند حضرت زينب صبر كن . من به عنوان يك برادر كوچك به شما برادران وصيت مي كنم كه هميشه پشتيبان امام باشيد . اما تو اي پدر مهربان ! چگونه مي توان زير بار خجالت تو در بيايم كه مرا بزرگ كردي و به اينجا رساندي و الان با دست خود مي خواهي مرا به خاك بسپاري . اي خواهران و اي برادران كه در تشييع جنازه من شركت مي كنيد چگونه شما را سپاسگزاري كنم ، كه اين همه زحمت براي من كشيديد . در اين حال كه دارم اين وصيت را مي نويسم به ياد روزي مي افتم كه دارند مرا در گور مي نهند و مادر من گريان است . مادر هرگز , هرگز , هرگز در عزاي من گريه مكن زيرا من به آرزوي ديرينه خود يعني شهادت رسيده ام . اين جانب هميشه دعا گوي شما مردم حزب ا

    هستم . از كليه اقوام , دوستان , خويشان, معلمان, دانش آموزان خواهش دارم در عزاي من گريه نكنند . اين جانب تمام دوستان خود را سلام مي رسانم و مي دانم كه وصيتم زياد است بايد آن را بپذيريد . وصيت مي كنم شما را ، در همه حال خدا را مورد نظر بياوريد و خدا را بر تمام كارهاي خود ناظر بدانيد . وصيت مي كنم شما را به تقوا و پرهيزگاري . شما اقوام من هميشه مادرم را دلداري بدهيد و نگذاريد كه گريه كند . مادر وصيت مي كنم به تو كه در عزاي من گريه مكن و بدانيد كه من اگر شهيد شدم به آرزوي خود رسيده ام . كليه دوستان و برادران و خواهران را سلام مي رسانم ديگر عرضي ندارم .

     

                                      درود بر امام امت و مردم حزب ا والسلام

                                                    برادر كوچك شما حسنعلي قلي زاده

                                                                12 / 4 / 63  ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    خاطرات شهيد از زبان دوستان و نزديكان

    دريكي ازروزها قبل از شروع كلاس ، يكي از دانش آموزان كه درنيمكت پشت سر شهيد نشسته بود ، به دو ست  خود كه درنيمكت جلوتر از شهيد نشسته بود خودكار پرت كرده كه بعد از يرخورد به سر او عصباني مي شود . چون آن دانش آموز فكر كرده بود كه شهيد قلي زاده او را با خود كار زده، با مشت به زير چشم شهيد مي زند بطوري كه زير چشم شهيد كبود مي شود . در حالي كه شهيد بجاي عصبا نيت و رفتار نا پسند بلند مي شود و ماجرا را براي همكلاسي خود  توضيح مي دهد و با كمال خونسردي و شهامت ، از تقصير او مي گذردكه در نهايت باعث مي شود كه دانش آموز با گريه و صداي بلند از شهيد معذرت خواهي مي كند من تا آنجا كه به خاطر دارم اين رفتار پسنديده شهيد چنان دوستي محكمي بين او و شهيد بنيان نهاد كه آن دانش آموز پس از سالها شهادت ، هنوز به بالين قبر مطهر او مي رود وشهيد  را به زبان برادر صدا مي زند وگريه وزاري مي كند . وي به ما دوستان مي گويد : من در واقع برادر خود را از دست داده ام .همچنين خاطره اي كه در ذهن من هميشه زنده و من آن را سرمشق زندگي خود قرار مي دهم ، اهميت دادن شهيد به فرايض ديني و مذهبي بود . مرا هميشه سفارش مي كرد كه نمازخود را سر وقت بخوان و تا آنجا كه مي تواني به تحصيل خود ادامه بده ، چون بزرگان ما اهميت زيادي به علم مي دادند.باشد كه خداوند ما را در جوار رحمت خود قرار داده و در روز قيامت اين شهيد والامقام شفاعت گر ما نزد امام زمان (عج ) و خداوند متعال باشد.    

     

    بيان سجاياي اخلاقي  و خدمات وويژگي هاي شهيد از زبان خانواده و دوستان شهيد

    شهيد با اينكه دوره تحصيل ابتدايي تحصيل آن همزمان با شروع انقلاب اسلامي و تعطيلي مدارس در اعتراض به دولت شاهنشاهي بود ،  در اين تظاهرات و راهپيمايي دانش آموزان كه توسط مربيان ترتيب داده مي شد شركت مي نمود با شروع دوره تحصيل متوسطه و هم زمان شدن با تشكيل انجمن هاي اسلامي مدارس و تشكيل بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عضويت فعال در اين تشكل هاي مقدس در آمد  . هم چنين شهيد با يكي از دوستان در مسجد نزديك به منزل خود ، با سرمايه هاي شخصي توانسته بودند بدست آورند بناي تشكيل ستاد تبليغاتي كه بعداً به نام ستاد تبليغاتي شهيد بهشتي نام گذاري شد راه اندازي كنند . در اين كارواحد فرهنگي بسيج ابوذر شبانكاره نيز به كمك آنان شتافت . از ويژگي هاي اخلاقي شهيد اين بود كه با توجه به اخلاق و رفتار ايشان كه تداعي يك شخصيت بزرگ را مي نمود در صداقت و گفتار و عدل كليه دوستان و آشنايان به نظرات و پيشنهادات او اهميت فراوان مي دادند . از ويژگي هاي اخلاقي ديگر شهيد والامقام اين بود كه هميشه دوستان و آشنايان و همكلاسي ها را تشويق به شركت در نماز جمعه و مجالس مذهبي و نماز خواندن به جماعت مي كرد . همچنين دوستان و آشنايان را تشويق مي كرد كه بجاي شب نشيني هاي بيهوده ، با شركت كردن در بسيج و نشستن پاي صحبت بزرگترها و سخنراني هايي كه توسط روحانيون محلي انجام مي شود هدايت بهتر خويش را تضمين كنند . از ديگر خصوصيات اخلاقي شهيد اين بود كه به آراستگي و پاكيزه بودن لباس هاي خود در وقت نماز اهميت فراوان مي داد و به دوستان خود نيز سفارش مي كرد كه در وقت خواندن نماز و رفتن به مجالس مذهبي هميشه آراسته و با لباس هاي تميز شركت نمايند و به ظاهر خود توجه و اهميت دهند ، زيرا خداوند مؤمنان را در كتاب آسماني ، به پاكيزگي و نظافت سفارش كرده است . از ديگر خصيات ايشان كه مي توان به آن اشاره كرد راستگويي و پرهيزگاري و اجتناب از تكبر در حق دوستان و آشنايان اشاره نمود . با آن كه سن شهيد پايين بود ولي به همين خصوصيات كه ذكر شد ، هميشه دوستان از او مي خواستند كه در بين آنها در مواردي كه اختلاف پيش مي آمد قضاوت كند . هميشه و در همه حال او را قبول داشتند .

     

    بچه هاي مخلص ميدان جنگ   عاشقان عشقبازي با تفنگ

    راهيان جاده هاي سرخ نور چشم هاي مست از جام غرور

    در جنون ، عشق از ولي بگرفته ايد درس از سيد علي بگرفته ايد

    حضرت سيد علي ، اي مرد عشق ! آشنا با التهاب اي مرد عشق

    اي شهيد زنده اي مولاي ما جانشين روح حق , آقاي ما

    اي شهيد زنده اين انقلاب كاخ كينه از سخنهايت خراب

    اي شهيد زنده آزادگان رهبر عظماي شيعه در جهان

    اي شهيد زنده! توفانيم ما هم نژادابرو بارانيم ما

    عشق از طوفان ما سر مي زند مثل بغض لاله پرپر مي زند

    اي شهيد زنده! ما آزاده ايم در رهت ما جان و سر بنهاده ايم

    اي شهيد زنده جانبازها معدن عرفان و رمز و رازها

    ذوالفقار حيدري دست علي است در مقام رهبري او منجلي ست

    حضرت سيد علي !اي پاسدار آستان نور را ميراث دار

    چون كه خود رزمنده و جانباز هست مهدي موعود (عج) را همراز هست

    ياوران دين حق , نوراني اند !در ره قرآن و دين قرباني اند

    اي شهيد زنده رزمنده ها وارث برحق روح ا ما

                                                    سراينده: فريدون حداد ساماني

     

    خاطره

    در زمان تحصيل يك روز من و برادرم در راه برگشت از مدرسه به خانه بوديم كه با يكي از هم كلاسيهايم به بهانه واهي دعوي كردم و چون فكر مي كردم كه برادرم همراه من است با او در گير شدم . ولي بر خلاف تصور من برادر شهيدم در آن دعوي مرا حمايت نكرد ، بلكه  مرا سرزنش نمود واز همكلاسي من معذرت خواهي كرده و صورت او را بوسيد ، من از رفتار خود خجل شدم . وقتي بقيه دوستان علت كمك نكردن شهيد به من را جويا شدند جواب داد : من تشخيص دادم كه برادرم مقصر بوده است و بر خلاف وجدان خود نمي توانستم او را حمايت نمايم . در واقع شهيد با اين رفتار پسنديده , حسن اخلاق و ادب را به من آموخت و اين خاطره سالها پس از شهادت آن بزرگوار در ذهن من ماندگار مي باشد .لطفاً بفرمائيد غير از شما برادر يا خواهري دارد ؟ ج_ بلي دو برادر و دو خواهر ، يكي از برادرانم كه دانشجوي رشته مهندسي ساختمان بود در سانحه تصادف درگذشت و ديگر برادرم در بسيج مقاومت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مشغول به خدمت مي باشد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دهكهنه
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید