مشخصات شهید

شهید جلیل افرند

80
نام جليل
نام خانوادگی افرند
نام پدر ابوالقاسم
تاربخ تولد 1346/08/22
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/03/04
محل شهادت شلمچه
مسئولیت تك تيرانداز
نوع عضویت پاسداروظيفه
شغل -
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن مفقودالاثر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد جليل افرنده در سال 1344 در روستاي طلحه چشم به جهان گشود.پدر بزرگوارش ابوالقاسم نام دارد و مادر شهيد نيز خانم بي بي.در زماني كه ايشان متولد گرديدند سراسر منطقه را فقر فرا گرفته بود.به دليل فقر مادر شهيد نيز از نعمت شير بي بهره بود چرا كه غذا كافي و سالم نبود تا تناول نمايد.به ناچار پدر شهيد از راه شير گوسفند فرزند را از مرگ نجات مي دهد.نه آب شربي و نه هيچ نعمتي كه بحمدالله به لطف اين انقلاب هم اينك از آن بهره منديم.بزرگ كردن يك فرزند در آن زمان كه نه دكتري در آن ديار محروم بود و نه خانه بهداشت و راه عبور و مرور بيشتر شباهت به معجزه داشت.در دوره كودكي شهيد افرنده يك بار ساعت 9 شب عقرب او را نيش مي زند به دليل عدم وجود پزشك و راه ارتباطي از مراجعه به هر نقطه اي كه دوا و درمانم گردد محروم مي ماند.اما مشيت الهي بر آن بود تا زنده بماند و روزي علم قيام عليه جهل و ظلمت را بر دوش گيرد.آن شهيد تحصيلات دبستان را در زادگاه خود به پايان مي رساند و پس از گذراندن دوره راهنمايي به دليل نياز خانواده به وجود ايشان از ادامه تحصيل محروم مي ماند.

    آن شهيد علاقه زيادي به كار در زمين هاي كشاورزي داشت.در بيشتر ايام مشغول به كار بود،سرانجام نيز در سال 1363 به خدمت سربازي اعزام مي گردد و در ماه پاياني خدمت در عمليات كربلاي 5 جاويد الاثر مي گردد و اينك پس از گذار 18 سال از عمليات كربلاي 5 هيچ نام و نشاني از او يافت نمي شود.گرچه او در ميان خيل مردمان دنيا گم نام است اما در ميان اهل آسمان شهرتي فراوان دارد.و خداوند دوستدار او بوده است كه ايشان را بي نام نشان در كنار خود طلبيده است.

     

     

    صفات اخلاقي شهيد  :

    شهيد افرنده تنها بيست بهار از عمرش نگذشته بود كه شهادت را در مي يابد.شهيدي كه بسيار متواضع و پاك دامن بود.درد فقر را چشيده بود و بيش از همگان نيازمندان را درك مي كرد.تنها يك دست لباس داشت كه آن هم هميشه بر تن او بود.بسيار پاكيزه و مهربان بود و در برخورد با مردم فروتن بود.هميشه لبخند بر لب داشت و هرگز ديده نشد كه كسي او را افروخته و ناراحت در يابد.راستگو و امانت دار بود .از غيبت كردن به شدت تنفر داشت به طوري كه هرگاه نامي از كسي برده مي شد بي درنگ از او به نيكي ياد مي كرد.رفتارش با پدر و مادر بسيار خوب بود و حيات خود را مديون خداوند متعال و واسطه فيض خدا را پدر و مادر مي دانست.او راه و رسم زندگي را از بزرگ معلم خود امام حسين(ع)آموخته بود.هميشه دعا مي كرد تا مرگ او به شهادت ختم شود.گرچه هنوز خبر موثقي از شهادت او در دسترس نيست .با دوستان خود صميمي بود.از دوستان آن شهيد نيز مي توان از آقايان نوشاد احمدي،حميد زارعي،هاشم عزت رفتار و ... را نام برد.دوستاني كه هم چنان زندگي شان بر مدار توجه به فرايض اسلام و ولايت مي چرخد.انقلاب اسلامي مرهون فداكاري هاي امام راحل و عظيم الشان و ملت بزرگ ايران و خون شهداء مي  دانست و نسبت به حفظ و اشاعه آن توصيه هاي فراوان داشت.روحانيت را پرچم دار اين انقلاب مي دانست  و نهادهاي انقلابي را دوست مي داشت.بالاخص نهاد هايي مانند كميته امداد،بسيج و سپاه پاسداران و جهاد سازندگي را.هميشه كلام را با نام خدا آغاز مي كرد و سلام كردن را مظهر خدابيني مي دانست .در سلام كردن كسي از او پيشي نمي گرفت و حيات خود را مديون خون شهداء مي دانست.تمام آمال و آرزوهاي او شهادت بود.بطوري كه دست نوشته هاي او حكايت از چنين آرزويي مي نمايد.صريح لهجه و پوزش پذير بود و از آنجا كه خداوند نيز او را دوست مي داشت ايشان را براي خود برگزيد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    پاي صحبت پدر شهيد:

    «نام فرزندم را برادر بزرگش انتخاب نمود.از روزي كه ايشان متولد گرديدند مواجه خطرات فراواني شدند.اما دست تقدير خداوند از آستين غيبت بيرون زد و او را در مسلك بهترين بندگان خود جاي داد.آن شهيد علاقه زيادي به خواهر بزرگش داشت.هرگز نديدم كه عليه اش زبان شكايت گشايد.آن شهيد به مدت 22 ماه در زاهدان خدمت خالصانه نمود.علت اين كه به جبهه شلمچه نيز اعزام گرديد آن بود كه روزي فرمانده سپاه وقت آقاي محسن رضايي به  زاهدان مي آيد و در جمع سربازان چنين مي گويد:«سربازان اسلام اينك جبهه شلمچه نيازمند حضور شماست هركس دوست دارد مي تواند به جبهه شلمچه اعزام گردد.»بلافاصله پس از صحبت هاي سردار سرافراز اسلام ،اولين شخصي كه داوطلب حضور در جبهه شلمچه مي گردد ايشان بوده اند.عاملان جنگ امريكا مي دانست و صدام سفاك را دست نشانده آن شيطان بزرگ مي شمرد.آن شهيد بزرگوار نسبت به تحليل سياست هاي روز تبحري فراوان داشت و علي رغم آنكه چندان تحصيلاتي هم نداشتند كلامشان مملو از معرفت و شعور سياسي و اجتماعي بود.آن شهيد به حضور در جبهه و از معاشرت با همسنگران عشق مي ورزيد و تمام ايمان خود را با حضور در جبهه كسب كرده بود.آن شهيد خصيصه اي داشت كه زبان زد همه بود و آن اينكه هرگز حاضر نبود قسمي بر زبان جاري نمايد.حتي يكي از سادات روستا جهت امتحان او از ايشان مي خواهد كه قسم بخورد و ساعت مچي اش را به او بدهد.آن شهيد در جواب مي گويد:اگر تمامي باغت را به نامم نمايي نيز قسم نمي خورم.هميشه به دوستان خود توصيه مي نمود وارد ملك ديگران جهت استفاده از محصول باغات نشويد و بدون اجازه هسته خرمايي را نيز جابه جا نكنيد.»

      ادامه مطلب
    خاطره اي از زبان پدر شهيد در خصوص فرزندش:

    «براي اولين بار كه از جبهه بر گشته بود،از آنجا كه سن زيادي نداشت و جثه كوچكي داشت به او گفتم كه پدر جان مواظب خودت باش .او گفت: من از مرگ نمي ترسم.چرا كه ترسم فروريخته است.مثلاً در عمليات جزيره مجنون از روي لاشه صدها عراقي رد شدم تا به پيشروي خود به همراه لشكر ادامه دهم.او مي گفت:در پيش چشمم صدها فرزند دلباخته شهادت به منتهاي آرزوي خود رسيده اند.چرا از مرگ بترسم؟مگرنه كه اگر در خانه باشم نيز مرگ مرا در خواهد يافت.پس من مرگ را در مي يابم پيش از آنكه مرگ مرا در يابد.آن شهيد در سال 64 در جبهه جزيره مجنون به شدت مجروح مي گردد و پس از 2 ماه بستري در بيمارستان هاي مشهد به جبهه بر مي گردد.اين در حالي بود كه هيچ يك ار اعضاي خانواده نيز اطلاعي از وضعيت او نداشته اند.و اين بي اطلاعي بنا به اصرار او بوده است.از آخرين دست نوشته هاي اين جمله به يادگار مانده است كه گفته است:«بهترين عمل مومن ترك وطن خود و جهاد در راه خداست.»»

     

    اي تنهاي من

    اي گمشده جهان

    اي مرغ پرو بال شكسته

    اي طاير بلند پرواز قدس

    سرود تنهايي من نثار تو باد

    من نيز طاير قديم

    كه در اين خراب آباد گرفتار آمده ام

    مرغي پر وبال شكسته ام

    كه در وادي عدم گم گشته ام

    آتشي مقدس در قلبم زبانه مي زند

    روحم به اميد معراج به پرواز در مي آيد.

    مي جوشم

    مي خروشم ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار مفقودالاثر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید