مشخصات شهید

شهید جعفر شبانكاره

50
نام جعفر
نام خانوادگی شبانكاره
نام پدر علي محمد
تاربخ تولد 1346/07/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1363/12/22
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت قايقران
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن بي براء
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید

    « جعفر شبانكاره » فرزند « علي محمد » در بيستم تير ماه سال چهل و شش خورشيدي در قريه ي برمك از بخش سعد آباد چشم به جهان گشود .

    تولدش به خانواده رنگ و بويي تازه بخشيد . قدوم مباركش بارقه ي اميدي بود كه پدر را به زندگي اميدوار تر مي كرد .

    چهره ي خندانش نويد بخش رهايي از سختي ها و مشقات زندگي بود . از همان لحظاتي كه آهنگ دلنشين اذان به گوشش نواخته شد ، الفباي رهروي در مسير عشق به معبود و پاكي ها در او قوت گرفت .

    جعفر ، كوچكترين عضو خانواده هنوز هشت سال از بهار زندگي خود پشت سر نگذاشته بود كه ، پدر و مادر بر آن شدند به وحدتيه (بي براء ) مهاجرت كنند تا با تغيير محيط، زندگي خود را سر و سامان ديگر بخشند .

    وي با ورود به وحدتيه تحصيلات ابتدايي خود را آغاز كرد و در كنار آن به فراگيري قرآن اين كلام وحي و كتاب آسماني پرداخت . با اين حال همراه پدر در تأمين امرار معاش خانواده به كارگري و كشاورزي همت گمارد و كمك به خانواده را براي خود ارزش مي دانست .

    انقلاب اسلامي كه با ايثارگري ها و رشادت مردم دلير ايران به رهبري زعيم عاليقدر امام خميني به پيروزي رسيد ، اين نوجوان يازده ساله را شيفته و مجذوب خود كرد . و همچون نوجوانان و جوانان برومند اين مز و بوم مريد بي چون و چراي امام شد .

    با شروع جنگ تحميلي ارتش 20 ميليوني به جرگه ي ياران صديق رهبر پيوست . با حضور فعال در پايگاه مقاومت مجل به نداي امامش لبيك گفت ، و در كنار آن تحصيلات ابتدائي را به اتمام رسانيد و وارد مقطع راهنمايي شد و در مدرسه ي شهيد « عسكر احمدي » اين دوره را ادامه داد .

    آري عشق به جبهه لحظه اي از او دور نمي شد . در بين همكلاسي هايش شور و هيجان عجيبي ايجاد كرده بود . آنان را به دفاع از ميهن و لبيك به نداي امام ترغيب مي كرد . بارها در بين خانواده و دوستانش اين جمله ها را تكرار مي كرد : « اي كاش من هم بزرگ بودم و مي توانستم به جبهه بروم »

    شوق او به ميدان مبارزه با دشمن در گفتار و رفتارش نمايان بود . پس از اينكه  سال سوم راهنمايي خود را با موفقيت پشت سر گذاشت در تابستان سال 63 جهت آموزش « قايقراني » نام نويسي و پس از  بيست و پنج روز آموزش فشرده در پايگاه نوح بوشهر موفق به اخذ كارت پايان دوره ي آموزش قايقراني گرديد .

    او هم اكنون نوجواني هفده ساله است رشيد و آماده ي رزم، سر از پا نمي شناخت ، چون به آرزويش رسيده بود . بيست و پنجم آذر ماه همان سال به جبهه ي جنوب رهسپار شد . ادامه مطلب
    جعفر ، بيست و دو روز قبل از شهادتش وصيت نامه ي خود را مي نوسد :

    « خدا جان مومنان را خريد و به آنها بهشت عطا كرد . »

    با نام ا… بيدار كننده و دلها و با نام او كه نور حقيقت را در جانمان تا باند و ما را هدايت كرد تا بتوانم اسلام  اصيل را بشناسم و با نام او كه شوق شهادت را در جانمان تاباند تا بتوانيم از كوتاهترين راه مسير تكامل الهي را طي كنيم و با نام او كه ستايش موجب قرب است و با درود و سلام فراوان بر امام عصر و نايب بر حقش امام خميني.

    خدايا ترا ستايش ميكنم چون سزاوار ستايشي و بر قدرتت اميدوارم چون قدرت تو بالاترين قدرتهاست . اي كه زنده ميكني و مي ميراني هر چيز بدست تو است دلهاي مرده ما را با عنايت خاصه ات زنده كن و با بزرگيت به حال ما رحم كن .

    اي كريم و اي رحيم ؛ انسان دير يا زود مي ميرد ولي اين مؤمنين ، و جوانان هستند كه زيباترين نوع مرگ را قبول كرده و با شعف خاطر به استقبالش مي شتابند .

    خدايا به من ايماني عطا كن كه مرگ خود را خود انتخاب كنم راهي كه مومنين انتخاب مي كنند راهي كه در آن تمام ارزشهاي انساني وجود داشته باشد . اينك جهان اسلام در برابر كفر قرار گرفته و اسلاميان ميروند تا با قدمهاي استوار خود اسلاميتشان را ثابت نمايند . امروز روز امتحان و تعيين سرنوشت و انتخاب است.

    در اينجا پيامي به ملت شهيد پرور دارم كه هيچوقت امام را تنها نگذاريد و فرمان او را اطاعت و جبهه ها را گرم نگه داريد و اما سخني با خانواده ام . اي پدر و مادرم و اي خواهران و برادرانم من با هيچ چيزي نمي توانم جبران محبتهاي بي دريغ شما را بكنم فقط از خدا ميخواهم كه پاداش شما را بدهد اگر از بنده حقير اذيتي سرزده به بزرگي خودتان ببخشيد و از اينكه خداوند امانتش را پس گرفت ناراحت نباشيد من يك امانت بيش نبودم .

    والسلام عليكم و رحمت ا…     جعفر شبانكاره » .

      ادامه مطلب
    پس از گذشت حدوداً سه ماه حضور مداوم در جبهه به خانواده نامه اي مي فرستد ودر آن مي نويسد :

    « هنوز به وظيفه اصلي خودم عمل نكرده ام . مي خواهم باز هم اينجا بمانم و در برابر دشمن مزدور بجنگم » در همان نامه عكس زيبايي از خود را در حالي كه در سنگر نشسته با تمام معنويتي كه بر او حكمفرما بود گذاشته و پشت آن نوشته بود : « بهترين و شاداب ترين محل زندگيم را در سنگر كه همراه تصوير است به شما هديه مي كنم ، بهترين كلاس درسم را تماشا كنيد »

    ديري نمي گذرد كه عمليات بدر با رمز  يا فاطمه زهرا ( س) آغاز مي شود و او كه منتظر چنين لحظاتي است در كنار همرزمان با تمام قوا مي جنگد ، خود مي داند لحظات ديدار با معشوق فرا رسيده با اشتياق و وجد در بيست و سوم اسفند ماه سال شصت و سه در جزيره مجنون بر اثر اصابت تركش مجنون ديدار معبود خويش مي شود .

    باز مجنون از رشادت هاي « جعفر » جوش خورد

    خانه اي از رويش شده همچون گلستان ياد باد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بي براء
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید