مشخصات شهید

شهید اكبر رضانیا

11
نام اكبر
نام خانوادگی رضانيا
نام پدر صفر
تاربخ تولد 1328/01/01
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 1365/10/04
محل شهادت اروندرود
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل آشپز
تحصیلات بي سواد
مدفن بوشهر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندگينامه شهيد اكبر رضا نيا

    كه گمان داشت كه روزي تو سفر خواهي كرد

    روز ما را از شب تيره بد بتر خواهي كرد

    كه خبر داشت يك شهر در انديشه تو

    تو نهان از همه آهنگ سفر خواهي كرد

    بسيجي شهيد اكبر رضا نيا فرزند صفر در سال 1338 هجري شمسي در خانواده اي متدين و مذهبي روستاي نظر آقا از توابع شهرستان دشتستان ديده به جهان گشود شهيد رضانيا در همان دوران كودكي قرآن را فرا گرفت و در سن شش سالگي در سن شش سالگي در دبستان رودكي به تحصيل علم روي آورد اما وضعيت اقتصادي خانواده و عدم تمكين مالي پدر باعث گرديد كه ترك تحصيل نمايد و همدوش با پدر به كار كارگري پرداخت تا بتواند معيشت خانواده پدر و برادران و خواهرانش را بهبود بخشيد ايشان از همان دوران نوجواني و جواني به كار علاقه داشت و تمام روزها را بع كار و كارگري و كشاورزي در مزرعه ديگران سپري مي نمود تا اينكه در سن هيجده سالگي به خدمت سربازي اعزام گرديد با آنكه وضعيت سواد ايشان پايين بود و عشق و علاقه او به امام خميني وصف ناپذير و مثال زدني بود تا اين كه بعد از دوران سربازي به كار در بيمارستان فاطمه زهرا ( س ) بوشهر و سپس مركز تربيت معلم به پاسداري از دست آوردهاي نظام پرداخت و با منافقين كوردل و دشمنان قسم خورده انقلاب به

    مبارزه مي پرداخت . روح بلند و ملكوتي شهيد رضا نيا در جاي ديگر آشيان داشت او عاشق جبهه بود و به نداي رهبر و مقتداي بت شكن زمان لبيك گفت و بالاخره با نام نويسي در سپاه بزرگ محمد رسول الله (ص) رهسپار جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد و در عمليات پيروزمند كربلاي 4 با يورش شجاعانه به قلب دشمن حمله كرد و با رشادت خود و همرزمانش قسمت زيادي از خاك ميهن را از تيررس دشمن آزاد كرد و سرانجام خود به درجه رفيع شهادت نائل آمد و بدن پاك و مطهرش پس از 11 سال بي اثري در جمع شهداي روستايش نظرآقا به خاك سپرده شد .

    روحش شاد و راهش پررهرو باد ادامه مطلب
     

    وصيت شهيد اكبر رضا نيا

    ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون

    خداي عزوجل را شاكريم كه توانستيم جرعه اي از درياي محبت و رحمت حضرت حق را شكر گوئيم ، سلام و درود بي پايان من بر آن رهبر فرزانه ، خميني بت شكن كه افتخار به من حقير عنايت كرده تا سرباز كوچكي براي حفظ اسلام ، قرآن و ناموس كشورم باشم در راه حق براي پايداري اسلام ناب محمدي بجنگم و درود و سلام بر مادر و پدر بزرگوارم كه چنين مرا تربيت كرده تا پا به پاي رزمندگان با دشمن خود جنگ كنم . پدر و مادر بزرگوارم زبان و خط من عاجز است از سپاسگزاريب و قدرداني از شماست كه در سرما و گرما زحمتها به پايم كشيديد همين جاي خوشحالي است كه در هنگام خداحافظي از شما براي من دعا كرديد و حلاليت را از شما طلبيدم احسنت بر چنين صلابت و بردباري و استواري و از شما مي خواهم كه در رفتن من قطره اي اشك نريزيد و بيائيد اشكهايتان را براي اهل بيت و سالار شهيدان جاري كنيد . صبرتان چون ايوب دعايتان چون نوح و ـــ چون يعقوب و قيامتان چون حسين باد و بار ديگر از شما خالصانه حلاليت طلبيده و وصيت دوم را نثار همسر با وفا و قدردانم كرده كه از شرمندگي ايشان جز همين را گفته كه انشاء الله ، اجرت با فاطمه زهرا و زينب كبري ( س ) باشد ، و از ايشان خالصانه خواسته كه فرزند م حمزه و ابوذر را در امر تعليم و تربيت به دقت كوشيده و آنان را همچون پدر كه فرزندانش را چون نگين در دست پرورش دهيد . وصيت بعدي من خدمت برادرانم كه مرا حلال كنيد و شما را توصيه مي كنم به اطاعت از قرآن و اسلام و سخنان گهربار حضرت امام زندگيتان را ساده نگه داريد و امامان را سيره و روش قرار دهيد به پدر و مادر و اطاعت از آنها سفارش مي نمايم وصيت من به خواهران دلسوزم كه هميشه و همه جا در زندگي چند روزه ام مرا تنها نگذاشته و از آنها خالصانه حلاليت طلبيده و سفارش مي كنم . شما را به حجاب و الگو قرار دادن حضرت زينب (س ) چه در مصيبت برادر و فرزندان و چه در حجاب پوشيدن و قائل شدن يك زن وصاياي من به تمام اقوام و خويشان و همسايگان و خصوصاً مردم خوب و عزيز روستا كه مرا حلال كنند به بزرگواري خود مرا ببخشند و از همگي شما التماس دعا دارم

    كوچك همگي شما اكبر رضا نيا ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ويژگيهاي شهيد اكبر رضانيا

    از دوران پيش از تولد او چيزي به ياد ندارم ولي هميشه از خداوند مي خواستم كه نوزادم سالم باشد تا اينكه خداوند پس از نه ماه فرزند سالمي به ما عطا كرد هنگام تولد او مصادف با ايام خاصي نبود با توجه به عشق و علاقه پدرش به حضرت ابوالفضل العباس (ع) نام او را عباس صدا مي زديم او از همان كودكي به دنبال مسائل مذهبي بود و به آن علاقه داشت وي از كودكي بسيار فعال و پر جنب و جوش بود او قبل از شش سالگي كه به مدرسه برود عشق خود را نسبت به درس خواندن نشان مي داد ولي وضعيت زندگي ما آنگونه نبود كه بتوانيم اسباب رفتن مدرسه او را فراهم كنيم ولي خود كار مي كرد و هزينه تحصيل خود را تهيه مي نمود و همراه با آن تكاليف خود را به موقع انجام مي داد رفتارش با ما خصوصاً مادرش بسيار خوب بود . منش و طبع بزرگوارانه اي داشت به همه احترام مي گذاشت اخلاق و رفتارش با همه خوب بود در دوران نوجواني و جواني مانند يك انسان بزرگ و كامل رفتار مي كرد در كارهاي كشاورزي و كارگري به پدرش كمك مي كرد شهيد تا سال دوم دبيرستان درس خواند ولي با شروع جنگ تحميلي به جبهه شتافت و از اين تاريخ به بعد ديگر نتوانست ادامه تحصيل دهد او بيشتر اوقات به كار و كشاورزي مشغول بود و وقتي كه فراغتي مي يافت از دوستان و خويشان سركشي مي نمود و از حال آنان جويا مي شد نمازش را بيشتر به جماعت و در مسجد به جا مي آورد او عاشق مجالس مذهبي بود و خصوصاً به مصائبي كه بر امام حسين (ع) گذشته بود غصه مي خورد كه چرا ما در زمان امام حسين (ع) نبوده ايم كه در ركاب او به شهادت برسيم . او در جواني با افكار حضرت امام آشنا شد و علاقه خاصي به او داشت در مدرسه سخنرانيها و اعلاميه هاي او را جمع آوري مي كرد و به محل مي آورد مي كرد و به محل مي آورد از اين طريق مردم را با افكار امام آشنا مي ساخت . در راهپيمائيها هميشه فعال بود خصوصاً راهپيمائيهايي كه در محل بر عليه عوامل دست نشانده و معلوم الحال كدخدايان محلي . بارها او را تهديد به مرگ كرده بودند . او از احزاب سياسي نفرت داشت و فقط پيروي از ولايت را در دستور كار خود قرار داده بود او با شروع جنگ تحميلي آمادگي خود را جهت حضور در جبهه اعلام كرد و دفاع از ميهن و انقلاب را وظيفه شرعي هر كسي مي دانست زمانيكه رزمندگان اسلام در جبهه ها پيروز مي شدند و راديو و تلويزيون مارش حمله مي نواختند او سر از پا نمي شناخت و دوست مي داشت كه در جبهه مي بود و همراه ديگر رزمندگان به آنان ياري مي رساند در انجام فرائض ديني بسيار كوشا بود در نماز جمعه و جماعت شركت مي كرد و هر چيزي را به موقع انجام مي داد حضور او در دعاهاي توسل و كميل مسجد بسيار چشمگير بود ارادت خاصي به ائمه خصوصاً امام حسين(ع) داشت شبهاي قدر تا صبح بيدار بود به راز و نياز با خدا مي پرداخت نسبت به رعايت حق الناس بسيار دقيق بود و به لحاظ دارا بودن همين ويژگيها

    مورد احترام مردم بود او از خانواده هاي شهدا ديدن مي كرد و در راه رفع مشكلات آنان از هيچ كوششي دريغ نمي كرد از زمانيكه جنگ عراق عليه ايران شروع شده بود آرزو داشت كه به جبهه برود و عليه دشمنان انقلاب و اسلام بجنگد و از ما مي خواست كه مانع رفتن او نشويم او در سن چهارده سالگي براي اولين بار به جبهه رفت و قبل از اينكه به جبهه برود در بسيج خدمت مي كرد و در پشت جبهه به جمع آوري ككهاي مردم براي فرستادن براي رزمندگان شب و روز فعاليت مي كرد او وقتي كه در جبهه مجروح شده بود وي را به بيمارستانهاي شيراز و اصفهان منتقل كرده بودند خيلي ناراحتي مي كرد كه هرچه زودتر بهبود يابد تا به كمك و ياري همرزمانش بشتابد زمانيكه مي خواست به جبهه برود حال و هواي ديگري داشت مانند ياران امام حسين (ع) سر از پا نمي شناخت و براي اولين بار كه جبهه رفته بود به شهادت رسيد و از طريق برادرش از شهادت او اطلاع يافتيم از اينكه فرزند ما در راه اسلام به شهادت رسيده است خوشحال شديم كه امانت خدا را به او باز گردانديم و در تشييع جنازه ي او مردم بسياري شركت كردند چون شهيد متعلق به ما نيست او از خداست و مردم هم براي تبرك شركت مي كنند او سه روز بعد از اينكه شهيد شده بود در برازجان تشييع و تا روستا نظرآقا به خاك سپرده شد . بدن او سالم بود و همه اعضاي بدنش پيدا شده بود و از اينكه خانواده شهيد هستيم بسيار خوشحاليم چون قسمت كوچكي از دين خود را نسبت به امام و انقلاب ادا كرده ايم از زمانيكه او به شهادت رسيده است از نظر ما پنهان نيست ياد و خاطره اش هميشه زنده است و مسئولين هم بايد با زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهدا فرهنگ شهادت را در بين جامعه گسترش دهند تا مردم با رشادتهاي آنان آشنا شوند .

    قطعه اي در رثاي شهيد رضانيا

    كجائيد اي شهيدان خدايي          بلا جويان دشت كربلايي         كجائيد اي سبك بالان عاشق          پرنده تر ز مرغان هوايي

    اي شهيد خوشا به حالت كه درايام جواني بار سفر بستي و به ديار عاشقان حسيني شتافتي خوشا به حالت كه با توسل به درگاه حق توانستي شربت شهد شهادت را نوش جان كني و به درجه رفيع شهادت نائل گردي . اي شهيد والا مقام تو به آرزويت رسيدي ولي ما خاكيان از مقامي كه نصيب تو شد غبطه مي خوريم درود بر تو باداي شير مرد اسلام . درود بر تو باداي دلاور مرد روي زمين و درود بر تو و همه بسيجيان قهرمان ايران كه با حضور به موقع خود در جبهه ها از انقلاب و اسلام و امام خود دفاع كردند . و درود بر تو آرزويت شهادت بود و به آن رسيدي .

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بوشهر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید