مشخصات شهید

شهيد عبدالعلي كنار كوهي

82
نام عبدالعلی
نام خانوادگی کنار کوهی
نام پدر
تاربخ تولد
محل تولد -
تاریخ شهادت
محل شهادت
مسئولیت
نوع عضویت
شغل
تحصیلات
مدفن
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • شهيد عبدالعلي كناركوهي در تاريخ 6/4/1338 به دنيا آمد .

    پيشه پدر ايشان كشاورزي بود و از اين طريق امرار معاش مي كردند . مادرش زني مؤمنه و متعهد بود و هميشه عبدالعلي را با وضوع شير مي داد .

    تحصيلات : ادامه مطلب
    وصيت نامه شهيد كنار كوهي :

    با درود به سرور آزادگان و شهيدان را حق و اسلام و سلام به محضر امام زمان (عج) و نايب بر حقش امام خميني ، وصيت نامه خود را مكتوب مي نگارم .

    پدر و مادر بزرگوارم اگر شهيد شدم بدانيد كه اين طريق را آگاهانه انتخاب كردم و شهادت را خوشبختي عظيم مي پندارم و از خداوند آرزوي آن را دارم و اميدوارم كه شما هم درصورت شهادت من راضي و خشنود باشيد زيرا همه خواهند مرد اما چه مرگي نيكوتراز مردن در راه حق است و زندگي چه لذتي دارد در حالي كه سرزمين اسلامي در دست كفر و شرك باشد .

    اي برادران و دوستان قدر امام را بدانيد . نعمت بزرگي كه ما را از ظلمت جهل و فساد رهايي داد و نور و بركت را به مملكت ما به ارمغان آورد . او را تنها نگذاريد و بدانيد خوشبختي ، با او بودن است به ادعاهاي گروههاي سودجو و فرصت طلب گوش ندهيد كه اينها جزء لشكريان شيطان هستند و تو اي خواهرم با حجابت از سنگر اسلام دفاع كن و مشت محكمي به دهان ياوه گويان بزن ، ما هم در سنگر خون مي دهيم تا اسلام پايدار باشد .

    در پايان اي پدر و مادر بزرگـوارم بـر دست چروكيـده شما بوسـه مي زنم و از شما مي خواهم كه از اين بنده حقير راضي باشيد و از تمام برادران ، خواهران ، دوستان و آشنايان طلب رضايت دارم .

    ((والسلام ))

    عبدالعلي كناركوهي

    1/1/1361

     

     

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    روحيات معنوي وتقيدات مذهبي :

    عبدالعلي از همان اوايل نو جواني به دليل جو مذهبي خانواده اهل نماز و روزه بود و از همان زمان خود را مقيد به انجام واجبات مي دانست .هميشه در نماز جماعت ،دعاي كميل ،توسل و ديگر مراسمات مذهبي شركت مي كرد .او هميشه گوش به فرمان  فرمايشات رهبر انقلاب بود و ديگران را به اين كار سفارش مي كرد .از خصوصيات بارز  رفتاري عبدالعلي صداقت و راستگويي در گفتار بود به طوري كه اين خصوصيت اخلاقي او زبانزد همه دوستان وآشنايان بود.در هر مرتبه اي  كه بود تواضع جزء آن بودو به همه احترام مي گذاشت.  

    وضعيت تأهل :

    شهيد عبدالعلي كناركوهي مجرد بودند .

    جبهه :

    در سال 17/10/1358 اوائل انقلاب جهت انجام خدمت نظام وظيفه به عنوان ناوي وارد نيروي دريايي ارتش در بوشهر شدند و درتاريخ 17/10/60 سربازي را با 24 ماه خدمت به اتمام رساندند . در همان سال يعني 1360 بلافاصله پس از اتمام دوره سربازي به عنوان بسيجي و بصورت داوطلب عازم جبهه حق عليه باطل شدند و سرانجام در فروردين 1361 در عمليات بزرگ فتح المبين با رمز يا زهراء در منطقه شوش دانيال به درجه رفيع شهادت نائل آمدند .

    اخلاق مديريتي :

    ايشان كار را دوست داشتند و در ايام تعطيلات مدرسه در تابستان گرم جنوب جهت امرار معاش دوران تحصيل و همچنين كمك به خانواده كار مي كردند . دوستان زيادي را از طريق شوخ طبعي جذب كرده بودند و اكثرا از اين طريق با ايشان دوستي دائمي داشتند.  اهل دل و عرفان بودند . شوق به عبادت داشتند و وظايف ديني خود

    را به موقع انجام مي دادند .

    مصاحبه با نزديكان شهيد :

    خاطره اي از شهيد كنار كوهي به روايت برادر آزاده حاج عبدالله تنگسيري :

    عصر روز 1/1/60 قبل از حمله فتح المبين كه با رمز يا زهرا ء (س) شروع شد همه دوستان دور هم جمع بوديم و وصيت نامه مي نوشتيم . شهيد كنار كوهي بعد از اتمام وصيت نامه آن را به من سپردند . گفتم كه چرا خودتان نگهداريش نمي كنيد ؟ در جواب گفتند : من شهيد مي شوم . من گفتم شما از كجا مي دانيد كه شهيد مي شويد و من شهيد نمي شوم ، در هر حال قبول نكرديم و هر دو وصيت نامه خود را به برادر آزاده حاج علي جوكار سپرديم . خلاصه اين را بگويم كه او به طريقي از شهادت خودش آگاه بود .

    خاطره دوم :

    يك روز مسئول خط آمد در بين بچه هاي ديلم به دنبال يك نفر براي آرايشگري ، كه شهيد كناركوهي حاج عبدالله تنگسيري را معرفي مي كند و آن فرمانده مي خواست كه ايشان را به كار بگمارد كه حاج عبدالله تنگسيري مي گويد : به خدا قسم عبدالعلي كناركوهي هميشه موهاي مرا كوتاه مي كند . خلاصه مجددأ شهيد را انتخاب مي كند و يك دستگاه ماشين اصلاح و قيچي و يك سنگر مخصوص را براي شهيد آماده مي كنند و او اين كار را انجام مي دهد .

    خاطره سوم :

    يك روز به پيشنهاد حاج عبدالله تنگسيري قدم زنان سنگر را ترك مي كنند كه يك خمپاره چند متري سنگر اصابت مي كند و سنگر را به هوا مي برد .

    خاطره چهارم :

    شب حمله وقتي سوار ماشين مي شوند شهيد با تمام تجهيزات از پشت مي افتد با وجودي كه كمرش قبلأ درد بود بلند مي شود و با كمال تعجب آماده حمله مي شود اما اين خواست خدا بود كه ايشان بدون هيچ عيبي به لقاء پروردگارش بپيوندد . ايشان به حضرت امام (ره) عشق و علاقه خاصي داشتند و مي گفتند تا اين سيد بزرگ و عارف پير را داريم غمي نخواهيم داشت .

    در زمان نخست وزيري شهيد رجايي ، ايشان را دعا مي كردو مي گفت كه رجايي طرفدار قشر مستضعف هستند . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید