مشخصات شهید

شهيد اصغر غلامي

70
نام اصغر
نام خانوادگی غلامي
نام پدر مراد
تاربخ تولد 16/8/1346
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 22/1/1362
محل شهادت فکه
مسئولیت بسیجی
نوع عضویت بسیجی
شغل محصل
تحصیلات سیکل
مدفن بوشهر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • زندگي نامه بسيجي شهيد اصغر غلامي:

    و لاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ عند ربهم يرزقون.

    مپنداريد كساني كه در راه خداكشته شد ه اند مرده اند بلكه زنده هستند و در نزد خداي خود روزي مي برند.

    بسيجي شهيد اصغر غلامي فرزند مراد در تاريخ شانزدهم آبان ماه سال 1346 در شهر بوشهر در خانواده اي مذهبي و متدين ديده به جهان گشود.دوران كودكي خود را در دبستان شريعتي روستاي دالكي تا مقطع پنجم ابتدايي به اتمام رساند . در اين دوران كه مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 بود  وي نيز دوشادوش مردم مبارز ايران در اكثر تظاهرات و راهپيمايي ها شركت كرده و علاقه خود را به انقلاب و امام به منصه ظهور رساند.تحصيلات دوران راهنمايي خود را در مدرسه شهيد مطهري دالكي تا دوم ادامه دادكه اين دوران همزمان بود با جنگ تحميلي و تشكيل بسيج مستضعفين.وي نيز با عشق و علاقه وصف ناپذير به نداي رهبر فرزانه خويش حضرت امام خميني لبيك گفته و در پايگاه مقاومت دالكي به فعاليت انقلابي پرداخت.وي براي حضور در جبهه هاي حق عليه باطل همواره اعلام آمادگي مي كرد ولي به علت كمي سن با اعزام وي مخالفت مي شد  . كلاس سوم راهنمايي خود را در مدرسه راهنمايي نورآباد ممسني گذراند و در همين زمان بود كه روح پاك و بي آلايش وي دوري حضرت حق را تحمل ناپذير دانسته و تصميم گرفت به هر صورت ممكن با وجود سن كم در14سالگي عازم جبهه ها شود.بنابراين از طريق بسيج نورآباد به پادگان آموزشي كازرون اعزام و مشغول آموزش شد اما در حين آموزش دست راستش شكست و از ادامه آموزش باز ماند.به دنبال آن براي عمل دست خود به بيمارستان نيروگاه اتمي بوشهر آمد و20روز استراحت پزشكي گرفت و بلافاصله پس از  معالجه از طريق بسيج برازجان به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام شده  و در تيپ المهدي(عج)و در منطقه عملياتي دهلران و شمال فكه به حراست از مرزهاي ميهن اسلامي مشغول شد. سرانجام در مورخه22/1/1362در عمليات والفجر1 شركت نموده و مفقوالاثر  گرديد . جسد مطهرش پس از 16سال مفارقت و دوري از وطن به زادگاهش منتقل  شده و با مشايعت با شكوه مردم شهيد پرور و قدر شناس به خاك سپرده شد.

     

     

      ادامه مطلب
    وصيت نامه شهيد اصغر غلامي:

    ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً با احيا عند ربهم يرزقون

    مپنداريد كساني كه در راه كشته مي شوند مرده اند بلكه زنده هستند و در نزد خداي خود روزي مي برند.

    با سلام و درود فراوان بر امام امت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران وصيت خود را آغاز مي كنم.

    من الان كه دارم به جبهه مي روم وظيفه شرعي خود مي دانم كه به جبهه بروم.بعضي از مردم مي گويند كه فرار از درس است ولي اين طور نبود بلكه عشق به جبهه رفتن هوش از سرم برده بود و ديگر نمي توانستم خوداري كنم و بدين ترتيب به جبهه اعزام شدم.و آنهايي كه مي گفتند كه فرار از درس است بدانند كه اگر كسي بخواهد فرار از درس بكند مي گفت نمي روم مدرسه چه كار داشت برود به جبهه،آنان كور خوانده اند و خود را اصلاح كنند كه اين طور نيست و رفتن به جبهه يك وظيفه شرعي است.نمي خواهد به اين ها اهميت بدهي،در دوران پيامبر گرامي اسلام(ص) كساني همانند اينها بودند كه مي گفتند اين پيامبران و ائمه دروغ مي گويند و نمي گذاشتند كسي به ياري آنان بشتابد و آنان را ياري كند از برادرم مي خواهم كه درسش را ادامه دهد تا وقتي كه بزرگ شد اگر خواست به جبهه برود آن وقت برود.ادامه دهنده راه تمام شهيدان باشيد . و از ملت شهيد پرور مي خواهم كه بگذارند فرزندانشان به جبهه بروند و خودشان يعني ملت با مردمي كه اعتقاد دارند بيايند و در جبهه به عنوان تفريح ببينند كه چه معجزاتي روي مي دهد و باور كنند و اين قدر به گمراهي نروند.الان اين حرف ها را بزنند جواب خدا را چه مي خواهند بدهند.

    ملت شهيد پرور ايران و از جمله مردم شريف برازجان و دالكي و قلعه سفيد و به كلي دشتستان آگاه باشند و نگذارند كه بچه خاني يا منافقي فرصت تكان خوردن داشته باشد كه باز بخواهند ظلم هاي زمان جلوتر (قبل ) را بكنند . در پايان از پدر و مادرم و تمام اقوام و خويشان و هركس كه از من بدي ديده است يا به او بي احترامي كرده ام معذرت مي خواهم و اميدوارم كه مرا ببخشند و حلال كنند و از خدا توفيق براي همه برادران و خواهران و ملت ايران و مسلمانان جهان مي خواهم.

    خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار.

    خدايا خدايا تو را به حق زهراء رزمندگان ما را پيروزشان بگردان.

    و در پايان مرا در قلعه سفيد به خاك بسپاريد.

    به اميد پيروزي حق عليه باطل

    والسلام

    و من الله توفيق

    مورخه 23/11/1361  برادر حقيرتان اصغر غلامي

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    شهيد در گنجينه خاطرات مادر:

    بعد از تولد اصغر پدرش به خاطر عشقي كه به علي اصغر سيدالشهداء(ع) داشت او را اصغر ناميد.قبل از سن دبستان به او خواندن قرآن و نماز راياد داديم.علاقه زيادي به خواندن نماز و رفتن به مسجد و شركت در مراسم عزاداري ائمه اطهار(ع) داشت.به خواهران و برادرش بسيار علاقه مند بود. بيشتر به كمك كردن به خانواده علاقه مند بود تا بازي و تفريح.از همه خواهران و برادرانش افضل و بهتر بود و براي آن ها در حكم يك راهنما بود و در منزل بيشتر به من كمك مي كرد.

    علاقه زيادي به تحصيل و درس خواندن داشت و هيچ وقت در خواندن درس هايش كوتاهي نمي كرد و در پايان هر سال تحصيلي نيز با كارنامه قبولي به منزل مي آمد.

    رفتارش با والدين بسيار خوب بود ه و فردي يك رنگ و ساده بود.بسيار خوش اخلاق بود،با دوستان و همكلاسيهايش مهربان و صميمي بود.تا قبل از رفتن به جبهه مشغول درس خواندن بود. به درس و مطالعه علاقه مند بود و مشتاقانه به مدرسه مي رفت و بعد از پايان كلاس ها در بازار دست فروشي مي كرد . چون فرزند اول خانواده بود به من بسيار كمك مي كرد.

    علاقه بسيار زيادي به ورزش و شركت در كلاس هاي قرآن و...داشت.در رفتارش متين و آرام بود و بسيار در معاشرت هاي اجتماعي شركت مي كرد.تقريباً در سن11تا12سالگي بيشتر مطالعه مي كرد و نوارهاي سخنراني حضرت امام  را گوش مي داد.علاقه بسيار زيادي به افكار و سخنان امام داشت و مي گفت امام مانند فرشته اي است كه خداوند او را مأمور نجات مردم ايران كرده است.منابع  مطالعاتيش را بيشتر كتاب هاي شهيدمطهري تشكيل مي داد.انقلاب را مانند طوفاني مي دانست كه موجب بيداري مردم و نجات آن ها از ناپاكي ها مي گشت.

    بيشتر شب ها را در بسيج به سر مي برد و به نگهباني مي پرداخت.وي دفاع از وطن را عملي مقدس همچون نماز و روزه مي دانست.در مسائل مذهبي راهنماي خواهر و بردار كوچكتر از خود بود.از جمله خصوصيات بارز اخلاقي شهيد صداقت،امانت داري و كمك به ديگران و خوش اخلاقي بود.به نماز جماعت علاقه فراواني داشت و هميشه بعد از نماز تا قرآن نمي خواند از جايش بلند نمي شد. هميشه نماز شب مي خواند و با خداي خود راز و نياز مي كرد.

    اصغر بعداز اعزام به جبهه به مرخصي نيامد.ولي در نامه هايش با شور و عشق از عمليات و كارهايي كه در جبهه انجام مي دادند مي نوشت. در سن14سالگي به جبهه رفت  . براي رفتن به جبهه علاقه زيادي نشان مي داد و جهاد در راه خدا را يك عمل مقدس مي دانست. هدفش از رفتن به جبهه دفاع از وطن اسلامي بود.

    در هنگام آموزش دستش شكسته بود و از ترس اين كه مبادا ما به او اجازه ندهيم كه به جبهه برود بدون اطلاع ما و بدون خداحافظي به جبهه رفت.اصغر در جنگ مفقودالاثر شد .و مااز طريق دوستانش از جمله احمد تنها مطلع شديم . بعد از16سال دوري از وطن پيكر پاك او را تشييع و در گلزار شهداي قلعه سفيد به خاك سپرديم.

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بوشهر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید