سید مرتضی مجتهد اهرمی علم الهدی، ناجی بوشهر

سید مرتضی مجتهد اهرمی علم الهدی، ناجی بوشهر

سید مرتضی ملقب به‌علم الهدی اهرمی، از روحانیون استعمارستیز ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم‌هجری. وی در اَهْرم، مرکز تنگستان به‌دنیا آمد.

سید مرتضی مجتهداهرمی(تولد  اواخر قرن 13 خورشیدی رحلت  1348 خورشیدی) معروف به «علم الهدی» از منطقه دشتی برخاست. جد وی از سادات کاکی دشتی بوده و سید جعفر پدر وی از کاکی به اهرم مهاجرت کرده است.

در سال ۱۳۲۴ ق./۱۹۰۶ م. فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه پذیرفته و صادر گردید که مورد استقبال آزادی خواهان بلوکات و نواحی ایالت فارس و بنادر جنوب قرار نیز واقع گردید. در دوره محمدعلی شاه که حکومت مرکزی با آزادی خواهی مردم به مبارزه پرداخت رهبری آزادی خواهان در بوشهر بر عهده سید مرتضی اهرمی(علم الهدی) بود وی بدنبال فتوای علما از جمله استاد خود آخوند خراسانی و با توصیه و مشورت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری و ملا علی تنگستانی و دیگر علما و تجار بوشهر و استمداد از حکام محلی از جمله خالوحسین بردخونی، رئیس عبدالحسین دشتی و رئیسعلی دلواری با همراهی قوای دشتی، دشتستان و تنگستان در سال (۱۳۲۷ ه.ق/ ۱۹۰۹ میلادی) اقدام به خارج کردن نیروهای طرفدار محمدعلی شاه از بندر بوشهر نمود و امورات آن را بدست گرفت.

 دولت انگلیس که مخالف آزادی خواهان بود نیز به بهانه دفاع از خارجی‌ها و جهت حفظ منافع خود در بوشهر نیروی نظامی پیاده کرد چند ماه شهر بوشهر در اختیار آزادی خواهان بود. دو ماه پس از موفقیت وی دولت مرکزی احمدخان دریابیگی را جهت سرکوب سید و آزادی خواهان به حکمرانی کل بنادر جنوب تعیین گردید که وی با تحریک پراکنده کردن نیروهای مشروطه خواه نمود و شهر دوباره به کنترل نیروهای محمدعلی شاه قرار گرفت. سید به کنسولگری انگلیس برده شد و بدنبال حساسیت مبارزان منطقه از جمله رئیسعلی دلواری جهت تسخیر بوشهر و آزادی سید، دریابیگی وی را بدستور محمدعلی شاه با کشتی به نجف تبعید نمود بعلت این تبعید وی از مبارزات جنوب در جنگ جهانی اول به دور افتاد سید مرتضی را اول با تحریم و محاصره ی اقتصادی تحت فشار قرار می دهند و بعد به مدت 18 روز به کشتی مظفری می فرستند و آنجا تحت نظر هست و بعد هم به بصره تبعیدش می کنند که بعدا به نجف می رود. بیش از یک سال آنجا ماندگار شده و با آخوند خراسانی مکاتباتی می کند. آخوند که متوجه حقانیت سید مرتضی و ظلمی که در حقش رفته می شود، از وزارت داخله عزل احمدخان دریابیگی - که در ماجرای تبعید سید مرتضی اهرمی و ظلم و ستمی که در حقش شده بود، نقش اساسی داشت-  را مطالبه می کند؛ که این کار انجام می شود و در حالی که سید هنوز در بین راه است احمد خان دریابیگی از حکومت عزل می شود و موقرالدوله حکمران می گردد. سید مرتضی تا سال 1348 خورشیدی در قید حیات بوده است.

مطالب تکمیلی درباره علم الهدی اهرمی

سید مرتضی لقب به‌علم الهدی اهرمی، از روحانیون استعمارستیز ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم‌هجری. وی در اَهْرم، مرکز تنگستان به‌دنیا آمد. در نوجوانی برای تحصیل علوم دینی به‌نجف اشرف رفت و نزد آخوند خراسانی تلمذ کرد و به‌درجة اجتهاد نایل شد و سپس به‌بوشهر بازگشت.

در ۱۳۲۶ ق پس از بمباران و تعطیل مجلس توسط محمدعلی شاه‌قاجار، علم الهدی بدنبال فتوای علما از جمله استاد خود آخوند خراسانی و با توصیه و مشورت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری و ملا علی تنگستانی و دیگر علما و تجار بوشهر و استمداد از حکام محلی از جمله خالوحسین بردخونی، رئیس عبدالحسین دشتی و رئیسعلی دلواری با همراهی قوای دشتی، دشتستان و تنگستان در سال (۱۳۲۷ ه.ق/ ۱۹۰۹ میلادی) با چند صد نفر تفنگچی تحت امرش‌به‌بوشهر دعوت نمود و با کمک آنها و آزادیخواهان بوشهر،‌تمام ادارات دولتی را از دست نمایندگان دولت، خارج ساخت و خود رتق و فتق امور بندر را در دست گرفت و به‌عزل و نصب مأموران دولت پرداخت و تسلیم وجوه‌گمرک جنوب‌را به‌دولت انگلستان که‌گمرکات بوشهر را در اختیار داشت قطع نمود.

دولت انگلیس که مخالف آزادی خواهان بود نیز به بهانه دفاع از خارجی‌ها و جهت حفظ منافع خود در بوشهر نیروی نظامی پیاده کرد چند ماه شهر بوشهر در اختیار آزادی خواهان بود. دو ماه پس از موفقیت وی دولت مرکزی احمدخان دریابیگی را جهت سرکوب سید و آزادی خواهان به حکمرانی کل بنادر جنوب تعیین گردید که وی با تحریک پراکنده کردن نیروهای مشروطه خواه نمود و شهر دوباره به کنترل نیروهای محمدعلی شاه قرار گرفت.

دریابیگی نیز خانة‌ او را به‌توپ بست و سپس بدان حمله‌کرد و سید مرتضی را دستگیر نمود و او را با وضع زشتی در کوچه‌های بوشهر گرداندند و به کنسولگری انگلیس برد بدنبال حساسیت مبارزان منطقه از جمله رئیسعلی دلواری جهت تسخیر بوشهر و آزادی سید، دریابیگی وی را بدستور محمدعلی شاه با کشتی به نجف تبعید نمود بعلت این تبعید وی از مبارزات جنوب در جنگ جهانی اول به دور افتاد سید مرتضی را اول با تحریم و محاصره ی اقتصادی تحت فشار قرار می دهند و بعد به مدت 18 روز به کشتی مظفری می فرستند و آنجا تحت نظر هست و بعد هم به بصره تبعیدش می کنند که بعدا به نجف می رود. سید مرتضی در آنجا به‌تکمیل تحصیلات خود پرداخت و بعداً به‌بوشهر بازگشت. سید بیش از یک سال در نجف ماندگار شده و با آخوند خراسانی مکاتباتی می کند. آخوند که متوجه حقانیت سید مرتضی و ظلمی که در حقش رفته می شود، از وزارت داخله عزل احمدخان دریابیگی - که در ماجرای تبعید سید مرتضی اهرمی و ظلم و ستمی که در حقش شده بود، نقش اساسی داشت-  را مطالبه می کند؛ که این کار انجام می شود و در حالی که سید هنوز در بین راه است احمد خان دریابیگی از حکومت عزل می شود و موقرالدوله حکمران می گردد.

وی در هنگام تشکیل مجلس مؤسسان و تغییر سلطنت از قاجاریه‌به‌پهلوی، به‌نمایندگی از طرف اهالی بنادر به‌مجلس مؤسسان رفت و به‌تغییر سلطنت رأی داد و در ۱۳۰۷ در بوشهر درگذشت.

او مردی شجاع و مجاهد و از مخالفان سرسخت نفوذ انگلستان در کشور بود. در هنگام دیدار رضاشاه‌از بوشهر در ۱۳۰۷ وی به‌همراه‌جمع دیگری از علما،‌در دارالحکومه‌آن شهر با وی دیدار کرد و ضمن سخنانی از وی خواست تا به‌نفوذ انگلستان در ایران پایان دهد.

اطلاعات دیگر درباره علم الهدی

سیدمرتضی مجتهد اهرمی، از فقهای مجاهد اصولی، پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی رهسپار نجف شد. در آن‌جا پس از تحصیل دوره سطح به جلسات درس خارج فقه و اصول قدم نهاد و نزد استادان برجسته و علمای عظام، ملامحمد کاظم خراسانی و سیدمحمد کاظم یزدی دانش آموخت و به مقام اجتهاد رسید و از آن استادان اجازه اجتهاد دریافت کرد.

هرچند سید مرتضی در دوران تحصیل، استادان زیادی داشته اما از قرائن و اسناد چنین برمی‌آید که ملامحمد کاظم خراسانی بر نظرات سیاسی و طرز سلوک سیدمرتضی تاثیر بسزایی داشته است. آخوندخراسانی از علمای بزرگ جهان اسلام است که بعد از فراگیری مبادی علوم دینی در زادگاهش خراسان، عازم نجف و در سال 1278 قمری از ملازمان درس شیخ مرتضی انصاری شد. پس از رحلت شیخ مرتضی، تا مدتی که میرزای مجدد شیرازی در نجف بود، در جلسه درس او حاضر می‌شد، اما با سفر مجدد به سامرا، آخوند خراسانی همچنان در نجف ماند و حلقه دروس فقه و اصولش شهرتی ماندگار یافت.

پس از میرزای شیرازی، آخوند خراسانی جایگاه علمی- دینی و اجتماعی برجسته‌ای یافت. او بالاترین مجتهد شیعه در جریان مشروطه‌خواهی بود که در آن جنبش شرکت کرد و آگاهانه از نظم نوبنیاد مشروطه دفاع کرد. از نامه‌های آخوند خراسانی به سید مرتضی اهرمی چنین برمی‌آید که آخوند شناخت کاملی از سیدمرتضی داشته و در مکاتبات خود از ایشان با عناوینی چون «جناب شریعتمدار ملاذالاسلام و سیدالاعلام آقای سیدمرتضی اهرمی دام افضالته العالی» یاد کرده است.
اگرچه مهم‌ترین ویژگی شخصیتی سیدمرتضی، روحیه ظلم‌ستیزی او بوده، اما به نظر می‌رسد به دلیل پایگاه علمی- فقاهتی و اجتماعی که داشته در سال‌های قبل از مشروطه در بوشهر و در دوران بعد از بازگشت از تبعید و استقرار در روستای گورک مزار حسینی، با تاسیس مسجدی در آن‌جا کلاس‌های درس دینی برقرار کرده و مشغول تبلیغ اسلام و ارشاد مردم شد. قدر مسلم شاگردانی هم تربیت کرد که به دلیل نبود منابع، اطلاعات ما در این زمینه اندک است.

سیدمرتضی پس از مراجعت از نجف در بوشهر در محله کوتی‌(شیخ‌سعدون) در ضلع جنوبی عمارت امیریه- مرکز حکمرانی بنادر و جزایر خلیج‌فارس- خانه‌ای خرید و به دلیل وجاهت و منزلتی که بین مردم بوشهر داشت، به رتق و فتق امور مذهبی و رفع مشکلات مردم همت گماشت.

سیدمرتضی سه برادر به نام‌های سیدحسن، سیدعلی و سیدمحمود داشت. در دوران حیات دو همسر اختیار کرد که صاحب سه پسر به نام‌های سیدمحمد مهدی، سیدعلی و سیدجعفر شد. همچنین او دارای پنج دختر به نام‌های فاطمه، رباب، صفیه بیگم، صغری و بی‌بی نجفی بود.

کمبود اسناد و مدارک تاریخی درباره دوران اولیه زندگانی سید در بوشهر سبب شده تا اطلاعات ما درباره او در سال‌های قبل از انقلاب مشروطیت اندک باشد. بیشترین آگاهی‌های ما درباره زندگانی و فعالیت‌های سید در دوران پیش از استبداد صغیر مکاتباتی است که سید با حکمران فارس وزیر مخصوص داشته و در این تلگراف‌ها علیه رفتار «صدیق‌الممالک» حکمران دشتی، دشتستان و تنگستان به حکمران فارس شکایت کرده است. همان‌گونه که از محتوای برخی از این تلگراف‌ها برمی‌آید سید به شیوه مالیات‌گیری از مردم دشتی و تنگستان که با اجحاف همراه بود، به شدت اعتراض کرده است.

 

  آیت الله صفایی بوشهری شخصیت و حرکت سید مرتضی را اینچنین روایت می کند

علم الهدی با پرورش نزد عالمان بزرگ دینی آن دوره همچون آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی که در عرصه فقه و اصول و سیاست صاحبنظر بوده اند به شخصیتی ممتاز تبدیل شد.

 صفت علم الهدی به معنی نشانه هدایت است که از طرف علمای نجف همچون آخوند خراسانی به ایشان داده شده و آخوند خراسانی، آیت الله علم الهدی اهرمی را به بوشهر فرستاده بود.

به دلیل موقعیت استراتژیک بوشهر کنسولگری قدرت های آن زمان در بوشهر ایجاد می شد و هرگاه دشمن می خواست ایران را تحت فشار قرار دهد به بوشهر حمله می کرد.

 مطالعه تاریخ زندگی علم الهدی اهرمی از مقاومت و ایستادگی در برابر فشارها و تحریم های حاکمان مستبد قاجار و دولت استعمار انگلیس حکایت می کند.

تشکیل اولین حکومت اسلامی

 آیت الله علم الهدی اهرمی با کمک سرداران تنگستانی با شکست استعمارگران انگلیسی بدون جنگ و خونریزی بوشهر را تصرف و حکمران مستبد قاجار را از بوشهر خارج کرد و به مدت دو ماه حکومت اسلامی را در بوشهر تشکیل داد.

علم الهدی پس از این پیروزی و تشکیل حکومت، تشکیلات سیاسی و فرهنگی را با دعوت از علمایی مانند بلادی بوشهری شکل داد و آسیب شناسی این دوره از تاریخ کشور درسی برای امروز است.

دشمن با ایجاد شکاف بین نیروهای مومن و روشنفکران که انجمن های دینی را تشکیل داده بودند نخستین مرحله شکست حکومت علم الهدی را رقم زد.

در مرحله دوم نیز با ایجاد آشوب اجتماعی از طریق مزدوران داخلی و آشوبگران به عنوان حامیان علم الهدی اهرمی نقشه شوم خود را به کار گرفتند.

در مرحله سوم بین شیعه و سنی ایجاد اختلاف کردند و در مرحله چهارم با ایجاد جنگ تبلیغاتی علیه علم الهدی اهرمی مبنی بر ناتوانی وی برمدیریت حکومت، علم الهدی اهرمی را خانه نشین کردند.

 محل دفن سید مرتضی علم الهدی اهرمی از مبارزان قيام جنوب در امامزاده عبدالمهیمن بوشهر

تمام این دلاوری ها و قهرمان پروری ها در سرزمین تابان زیر سایه علم دین و دیانت نقش بسته است زیرا عالمان دین بودند که علم مبارزه با ظلم را برافراشته و دیگران زیر سایه این پرچم رخت مبارزه بر تن می کردند.

گاهی آیت الله علم الهدی اهرمی ستاره تابناک دینداری بر استبداد و استعمار می تازد، دیگر بار بیرق مبارزه بر دست علامه بلادی یا شیخ آل عصفور قرار می گیرد. تمام این سیر مبارزه، با رساله های جهادیه نگهبانان علم و دین خون رنگ شده است و تمام تفنگ به دستان این دیار گوش خویش هدف کلام رهبران دینی خود کرده اند.

آری کاملا بجاست که نام این دیار سرزمین ولایتمداران نام گذاشته شود، زیرا اگر نام رئیس علی در تاریخ ماندگار شده اسناد گواهی می دهد که این "یل دلوار" در لحظه لحظه خود با علمای بوشهر و نجف در ارتباط بوده است و کسب اجازه کرده است. دیگر مبارزان نیز به همین شکل در سایه رهبری بزرگان دیدن سینه دشمن را نشانه رفته و هیچگاه نمی توان از سرزمین بزرگ بوشهر دینداری، ولایت پیشگی، قهرمان پروری و مقاومت در برابر استعمار را گرفت.

 تاریخ این نقطه از کره خاکی با تفکر مقاومت و مبارزه با دشمن متجاوز گره خورده است هرچند خاک تف دیده جنوب ضرب خورده استعمار پیر است اما این زخم ها با دلاوری فرزندان میهن التیام یافته است و استان ولایتمدار بوشهر گورستان روباه پیر شد تا آنها به خاطر بسپارند که بوشهر و بوشهری تنها و تنها خودش است و اگر بار دیگر حتی فکر تجاوز به این خاک به مغز تهی دشمن خطور کند گورستانی بزرگ به وسعت این خاک برای دشمن ساخته خواهد شد.

گورستان استعمارگران نمادی است تا فراموش نکنیم که ما در هیچ برهه از تاریخ تن به ذلت نداده و نخواهیم داد