قهرمانان تاریخ مقاومت بوشهر

قهرمانان تاریخ مقاومت بوشهر

دلاورمردان تاریخ مقاومت بوشهر را بشناسید

شیخ حسن آل عصفور؛ اولین پرچمدار مبارزه با استعمار بریتانیا

شیخ حسن آل عصفور(تولد اوایل سده 13 قمری رحلت   1260 و اندی ) از فقهای بنام و از اسلام شناسان بزرگ بوشهر بود که بعد از شهادت پدرش شیخ حسین به دست خوارج در بحرین به بوشهر مهاجرت کرده و در محله شنبدی به فعالیت های مذهبی و اجتماعی مشغول بود. وی از جهاد علمی، حقوقی، قضایی و مذهبی و نیز موضع گیری سیاسی تأثیر فراوانی در شور و شعور سیاسی مردم بوشهر داشت. توانایی علمی او چنان بود که «کازرونی» از او به عنوان علامه زمان یاد می کند.

موضعگیری شیخ حسن و مردم بوشهر در قبال حضور انگلیسی ها در بوشهر آنچنان موثر بود که به نوشته مولف حقایق الاخبار ناصری یک روز بعد از ورود قوای انگلیسی به بوشهر در نتیجه ازدحام مردم، جماعت انگلیسی مجبور شدند قوای خود را از این بندر خارج کرده و به جزیره خارگ عقب نشینی نمایند.

کاپیتان هنل نماینده انگلیس مقیم در بوشهر که بعد از وقایع پیش آمده، امنیت نیروهای انگلیسی را در خطر می دید چند روز بعد دفتر نمایندگی سیاسی مقیم در بوشهر را تعطیل کرده و اسباب و لوازم اداری نمایندگی را به یکی از کشتی های جنگی مستقر در لنگرگاه بیرونی منتقل نمود.

این پیروزی حاصل نشد مگر به پشتیبانی معنوی و سیاسی آیت الله  شیخ حسن آل عصفور و حمایت نظامی نیروهای باقرخان تنگستانی که در آن زمان ضابطی تنگستان را به عهده داشت.

آرامگاه شیخ در محله ی شنبدی و در مجلسی آل عصفور می باشد که مسجد جمعه نیز متعلق به این شخصیت بوده است.

باقرخان تنگستانی؛ سرهنگ، اولین خط شکن

باقر خان تنگستانی (تولد ۱۲۰۳ تا ۱۲۰۷ق  رحلت ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۶ق )از خاندان تنگستانی رهبر مبارزات تنگستانی‌ها با نیروهای انگلیس قبل از جنگ جهانی اول بود.

باقر خان تنگستانی بین سالهای ۱۲۰۳ تا ۱۲۰۷ق (۱۷۸۸ تا ۱۷۹۲م) در لیلک تنگستان زاده شد. پس از مرگ پدرش احمدشاه خان تنگستانی که در به قدرت رساندن کریم خان زند، نقش داشت جانشین پدر و حکمران تنگستان شد.

بدنبال مناقشه انگلیس بر سر هرات با ایران، دولت انگلیس یکبار به سال ۱۲۵۴ق (۱۸۳۸م) برای در تنگنا قرار دادن دولت محمدشاه قاجار بوشهر و خارگ را اشغال کرد باقر خان با فتوای شیخ حسن آل عصفور و مردم در مقابل انگلیسی‌ها مقاومت کردند.

بار دیگر به سال ۱۲۷۳ق (۱۸۵۶م) انگلیسی‌ها برای خروج ایران از هرات در دوره ناصرالدین شاه جنوب ایران را متصرف شد. که در این رویارویی نیز باقر خان خط مقاومت تنگستانی‌ها را رهبری کرد.

پس از اولین دوره مقاومت باقر خان از سوی دولت مرکزی به وی درجه «سرهنگی» اعطاء شد. در رویارویی دوم، پسرش احمد خان تنگستانی در نبرد قلعه ریشهر به شهادت رسید. باقر خان تنگستانی دو سال پس از نبرد دوم، بدست حکمران فارس زندانی شد.

باقر خان بین سالهای ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۶ق درگذشت و پیکر وی به نجف منتقل شد و در ایوان شهدای جنگ تنگستان، در جوار قبر فرزندش احمدخان، به خاک سپرده شد.

در منابع تاریخی آمده که نظر سرهنگ باقر خان تنگستانی بوده که در جنگ خوشاب نباید بصورت منظم(کلاسیک) با انگلیسی ها مقابله کنیم چون آن ها تیربار دارند، امکانات هوائی دارند و ما تلفات سنگینی خواهیم داد. ولی کسی حرفش را گوش نمی گیرد و تلفات سنگینی به ایرانی ها وارد می شود.

احمدخان تنگستانی؛ مبارز شهید

احمد خان تنگستانی(تولد ...  شهادت ۱۱ ربیع الاول ۱۲۷۳ ) فرزند باقر خان تنگستانی، از فعالان جنبش جنوب ایران در مقابله با اولین هجوم انگلیس به بوشهر به بهانه تصرف هرات است.

وی در سال ۱۲۷۳ قمری (۱۸۵۷ میلادی) که اختلاف بین انگلیس و ایران بر سر قضیه هرات شدت گرفت و قشون انگلیس برای تصرف بوشهر وارد شدند کدخدای اَهرَم بود. که به اتفاق پدر خود و چهارصد نفر تفنگچی برای نبرد با انگلیسها به بوشهر در قلعه بهمنی آمدند و بعد پدر و پسر به اتفاق شیخ حسین چاهکوتاهی(عموی شیخ حسین چاکوتاهی همرزم رئیس علی دلواری ) با تفنگهای فتیلهای خود از یک طرف و از طرف دیگر انگلیسها که به تفنگها و توپهای آخرین سیستم مسلح و مجهز بودند جنگ را آغاز نمودند در این جنگ هر سه نفر مخصوصاً احمد خان رشادت فوقالعادهای از خود بروز داد و هفتصد و چهل تن از سپاه انگلیس را کشتند بخشی از این کشتگان در گورستان انگلیسی ها دفن شدند.

 احمد خان در ۱۱ ربیع الاول ۱۲۷۳ در نبرد با انگلیسی‌ها در قلعه ریشهر شهید شد.

سید مرتضی مجتهد اهرمی، علم الهدی، ناجی بوشهر

سید مرتضی مجتهداهرمی(تولد  اواخر قرن 13 خورشیدی رحلت  1348 خورشیدی) معروف به «علم الهدی» از منطقه دشتی برخاست. جد وی از سادات کاکی دشتی بوده و سید جعفر پدر وی از کاکی به اهرم مهاجرت کرده است.

در سال ۱۳۲۴ ق./۱۹۰۶ م. فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه پذیرفته و صادر گردید که مورد استقبال آزادی خواهان بلوکات و نواحی ایالت فارس و بنادر جنوب قرار نیز واقع گردید. در دوره محمدعلی شاه که حکومت مرکزی با آزادی خواهی مردم به مبارزه پرداخت رهبری آزادی خواهان در بوشهر بر عهده سید مرتضی اهرمی(علم الهدی) بود وی بدنبال فتوای علما از جمله استاد خود آخوند خراسانی و با توصیه و مشورت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری و ملا علی تنگستانی و دیگر علما و تجار بوشهر و استمداد از حکام محلی از جمله خالوحسین بردخونی، رئیس عبدالحسین دشتی و رئیسعلی دلواری با همراهی قوای دشتی، دشتستان و تنگستان در سال (۱۳۲۷ ه.ق/ ۱۹۰۹ میلادی) اقدام به خارج کردن نیروهای طرفدار محمدعلی شاه از بندر بوشهر نمود و امورات آن را بدست گرفت.

 دولت انگلیس که مخالف آزادی خواهان بود نیز به بهانه دفاع از خارجی‌ها و جهت حفظ منافع خود در بوشهر نیروی نظامی پیاده کرد چند ماه شهر بوشهر در اختیار آزادی خواهان بود. دو ماه پس از موفقیت وی دولت مرکزی احمدخان دریابیگی را جهت سرکوب سید و آزادی خواهان به حکمرانی کل بنادر جنوب تعیین گردید که وی با تحریک پراکنده کردن نیروهای مشروطه خواه نمود و شهر دوباره به کنترل نیروهای محمدعلی شاه قرار گرفت. سید به کنسولگری انگلیس برده شد و بدنبال حساسیت مبارزان منطقه از جمله رئیسعلی دلواری جهت تسخیر بوشهر و آزادی سید، دریابیگی وی را بدستور محمدعلی شاه با کشتی به نجف تبعید نمود بعلت این تبعید وی از مبارزات جنوب در جنگ جهانی اول به دور افتاد سید مرتضی را اول با تحریم و محاصره ی اقتصادی تحت فشار قرار می دهند و بعد به مدت 18 روز به کشتی مظفری می فرستند و آنجا تحت نظر هست و بعد هم به بصره تبعیدش می کنند که بعدا به نجف می رود. بیش از یک سال آنجا ماندگار شده و با آخوند خراسانی مکاتباتی می کند. آخوند که متوجه حقانیت سید مرتضی و ظلمی که در حقش رفته می شود، از وزارت داخله عزل احمدخان دریابیگی - که در ماجرای تبعید سید مرتضی اهرمی و ظلم و ستمی که در حقش شده بود، نقش اساسی داشت-  را مطالبه می کند؛ که این کار انجام می شود و در حالی که سید هنوز در بین راه است احمد خان دریابیگی از حکومت عزل می شود و موقرالدوله حکمران می گردد. سید مرتضی تا سال 1348 خورشیدی در قید حیات بوده است.

علامه سید عبدالله مجتهد بلادی بوشهری؛ رهبر مبارزه با استعمار انگلیس

سید عبدالله بلادی بوشهری (تولد  ۱۲۹۱ قمری رحلت۱۳۷۲ قمری) در نجف متولد شد او مشهور به آیت‌الله بلادی بوشهری فرزند سید ابوالقاسم بوشهری، از روحانیون تأثیرگزار در مشروطه‌خواهی جنوب ایران (بوشهر)  و مبارزات ضد استعماری بود.

وی در بوشهر علاوه بر دروس حوزوی علم طب، زبان انگلیسی، نجوم و هیات جدید را نیز فرا گرفت و دروس عالی خود را در نجف با بهره‌گیری از آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی و شریعت اصفهانی ادامه داد و در سال (۱۳۲۴ قمری) به درجه اجتهاد نائل شد.

در اوج نهضت مشروطه به ایران آمد. او اصلی ترین رهبر روحانی جنبش جنوب بود و با سران مبارز مثل رئیس علی دلواری دوستی نزدیکی داشت و رساله های جهادیه صادر می کرد. بلادی رسالات بسیاری در موضوعات مذهبی و یا موضوعات مبارزاتی مثل «سانسور» و «رفع حجاب» از خود به یادگار گذاشت.

 آثار سید عبدالله بلادی از هشتاد جلد بیشتر است. «لوایح و سوانح» از جمله آثار مشهور او می‌باشد. وی تاثیرگذارترین روحانیون خیزش جنوب است و ایده پردازی ها مختلفی در جنگ داشته و تشکل های اطلاعاتی تشکیل داده و رساله جهادیه صادر کرده و برای جنگجویان مسائل تئوریک نوشته است که چگونه و با چه قوانینی بجنگند در ضمن به شدت به مسئله تاثیر رسانه و مکتوبات در جنگ تاکید داشته و حتی در دوران تبعید به شیراز نیز اقدامات گوناگونی را صورت داد تا قیام جنوب را ملی کند و از علمای نقاط مختلف کمک بگیرد.

لازم به ذکر است حضرت آیت الله مرعشی نجفی تائید اجتهاد خود را از ایشان دریافت کرده اند.

رئیس علی دلواری؛ علمدار قیام، اسطوره ماندگار

رئیس‌علی دلواری(تولد ۱۲۶۱ شمسی  رحلت  12 شهریور ۱۲۹۴)  در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی برابر با ۱۸۸۲ میلادی (۱۲۹۹ قمری) در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. باشروع نهضت مشروطیت، رئیس علی در حالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت از جمله پیشگامان مشروطه‌خواه در جنوب ایران شد و همکاری نزدیکی با محافل انقلابی و عناصر مشروطه‌طلب در بوشهر، تنگستان و دشتی آغاز کرد.

دوران جوانی او همزمان با حضور گسترده استعمار انگلیس در خلیج فارس بود. وی نقشی کلیدی در قیام جنوب داشت.

مبارزات مشروطه‌خواهی رئیس‌علی

او با همراهی دیگر مشروطه خواهان بوشهر را از حاکمیت استبداد محمدعلی شاه قاجار خارج کرد. در سال ۱۲۸۷ ه. ش/ ۱۹۰۸ میلادی به درخواست ملاعلی تنگستانی و سید مرتضی مجتهد اهرمی که مخالف استبداد محمد علیشاه قاجار بود، بوشهر را تصرف کرد و حدود ۹ ماه شهر را در کنترل داشت.

رئیس‌علی و جنگ جهانی اول

در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۸ اوت ۱۹۱۵/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند. بدنبال کسب تکلیف رئیسعلی از علماء، حکم جهادیه علمای نجف توسط شیخ محمدحسین برازجانی به انضمام حکم خود شیخ وی ابلاغ گردید. رئیس علی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ قمری در عمارت حاج سید محمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام داشت.

نبرد دلوار

نیروهای انگلیسی همزمان با حمله به بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را داشتند. دلوار محلی بود که پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز کرده، اما طعم شکست را در این ناحیه چشیده بودند. رئیس علی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن بر آمدند. قیام دلیران تنگستان علیه اشغالگران آغاز شد و نیروهای متجاوز انگلیسی که قریب به پنج هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار آمدند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله شهید شدند. عملیات چریکی پیروزمندانه رئیس علی، سایر مبارزان تنگستان را تشویق به همراهی با او کرد. تا تابستان ۱۹۱۵ عملیات موفقی را بر علیه نیروی دریایی انگلیس رهبری کرد. انگلیسی‌ها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند.

نبرد بوشهر

جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رئیس علی از یک سو و نیروهای بریتانیا و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی ادامه یافت و انگلیسی‌ها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش برتری یابند. رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در سن ۳۳ سالگی به شهادت رسید.

مدفن و بزرگداشت

پیکر او ابتدا در نزدیکی حرم امامزاده‌ای در روستای «کله بند» به خاک سپرده شد. اما به موجب وصیت خود رئیس‌علی، او را در جوار حرم علی بن ابی‌طالب در وادی‌السلام دفن کردند.

با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ۱۲ شهریور سالروز شهادت رئیسعلی دلوری به نام «روز مبارزه با استعمار انگلیس» نامگذاری شده‌است.

خاطره افسر سوئدی از دیدار با شهید رئیس علی

نیلستروم افسر سوئدی ژاندارمری بوشهر در خاطراتش تعریف می کند که من بعد از اشغال بوشهر، رفتم به سمت دلوار. او ملاقاتی دارد با شهید رئیسعلی. می نویسد: وقتی وارد دلوار شدم، اینقدر خوشحال شدم مثل اینکه می خواستم پادشاه سوئد را ببینم. بعد در خاطراتش تعریف می کند می گوید: وقتی من رئیسعلی را دیدم تازه از عملیات برگشته بود. اسب هاشان را کناری گذاشتند، بعد من را به وی معرفی کردند، خوشحال شد گفت بنشینید بعد دست و صورتش را شست و بعد سفره ای انداختند و گفتند ایشان روزه است.

یعنی رئیس و تفنگدارانش وقتی می رفتند عملیات که در ماه رمضان بوده و با دهان روزه میرفته اند. بعد توضیح می دهد و ترسیم قیافه ی ظاهری شهید دلواری می کند که موهای مجعد و ابروهای پرپشتی داشته. صورت اینطور و قد چنانی داشت.  اگر کسی بخواهد برای رئیسعلی مجسمه درست کند، بهترین توصیف همین نوشته ی نیلستروم است.

آیت الله محمدحسین برازجانی؛ مجاهد، صاحب فتوای قیام

آیت ا... محمدحسین برازجانی معروف به مجاهد، (تولد  ۱۲۴۹ شمسی  رحلت   ۱۳۱۹ شمسی  ) فرزند نجفعلی متولد برازجان از روحانیون مبارز جنوب در جنگ جهانی اول بود.

وی در نجف تحصیل کرد. با تصرف بوشهر در جنگ جهانی اول به سال ۱۳۳۳ قمری مردم جنوب به رهبری رئیسعلی دلواری به نبرد با نیروهای انگلیس پرداختند. در همین زمان، آیت الله محمدتقی شیرازی در نجف برضد متفقین اعلام جهاد کرد و برازجانی بر همین اساس، به یاری رئیسعلی دلواری شتافت. دامنه این قیام تا شیراز گسترش یافت و برازجان مرکز تجمع آزادیخواهان شد.

وی با علی کازرونی، غضنفرالسلطنه برازجانی (ضابط برازجان)، اخگر (دکتر ژاندارمری) برای کمک به نبرد جنوب، در برازجان شورایی تشکیل دادند که در آن پس از خواندن نامه‌های مجاهدان و مخالفان، رهنمودهای لازم را می‌دادند و از خان‌های منطقه می‌خواستند تا رئیسعلی را در جنگ یاری دهند. نخستین کسی که به درخواست آنها پاسخ مثبت داد، شیخ حسین خان چاهکوتاهی بود. کاکس، وابسته نظامی انگلیس در بوشهر، طی نامه‌ای از او بازخواست کرد، اما شیخ با استناد به فتوای علمای نجف، به کاکس پاسخ داد و رئیسعلی نیز در تأیید آن، نامه‌ای مفصل و ستایش‌آمیز برایش فرستاد.

در اثنای جنگ جنوب، رئیس علی دلواری به شهادت رسید. مبارزه جنوب همچنان ادامه یافت تا آنکه انگلیسی‌ها در (۱۳۳۵.ق - ۱۹۱۷.م) بر برازجان مسلط شدند. وی پس از پیروزی متفقین مدتی متواری بود. پس از پایان جنگ، به زادگاه خود بازگشت. شیخ محمدحسین در اواخر عمر در تهران زیست و در این شهر درگذشت.

خالوحسین دشتی؛ یار وفادار، مبارز آزاده

خالوحسین دشتی (خالوحسین فولادی) (تولد۱۲۸۵ قمری برابر با ۱۲۴۷ خورشیدی رحلت در هفتم شعبان ۱۳۶۵ قمری برابر با ۱۷ تیر ۱۳۲۵ ش)  از مبارزان نبرد با دولت انگلیس و از همرزمان رئیس‌علی دلواری به سال ۱۲۸۵ قمری برابر با ۱۲۴۷ خورشیدی (۱۸۶۸ میلادی) در شهرستان دشتی متولد شد.

خالوحسین در اولین مبارزه خود، در دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه سال ۱۳۲۷ ه. ق به همراهی با آزادی‌خواهان انقلاب مشروطه در بوشهر به رهبری سید مرتضی علم‌الهدی اهرمی شتافت. وی با نیروهای تحت امرش به یاری رئیسعلی و نیروهای تنگستانی شتافت و مشروطه در بوشهر برقرار شد.

پس از آن در جنگ جهانی اول به سال ۱۳۳۳. ق برابر با ۱۲۹۴. ش (۱۹۱۵ میلادی)، با هدایت علامه سیدعبدالله بلادی علیه هجوم نیروهای بریتانیا به سواحل ایران، در رأس قوای دشتی همرزم رئیسعلی دلواری بود و به یاری تنگستانی‌ها شتافت بعد از  شهادت رئیسعلی، خالو حسین اعلام می کند که تا زمانی که انتقام رئیس را نگیریم روزه می گیرم یا اینکه برای جنگ اقدام کنیم. عده ای بر اساس تجربه ی جنگ خوشاب و ریشهر در 1273 نظرشان بر این بود که با انگلیسی ها جنگ منظم نکنیم. ولی خالو حسین اصرار به جنگ دارد و در نتیجه نبرد کوه کزی اتفاق می افتد. در نبرد کوه کزی تلفات ما خیلی زیاد است. ولی انگلیسی ها هم به اقرار اسناد خودشان خیلی تلفات می دهند. چند تن از افسران عالی رتبه شان کشته می شوند و در همین جنگ است که عبدالحسین پسر شیخ حسین خان چاهکوتاهی شهید می شود و خالو حسین دشتی در حد مرگ مجروح می شود به نحوی که افسری که می خواهد تیر خلاص را خالی کند، می آید می بیند که این دیگر تمام است و رهایش می کند و خالو به این شکل نجات پیدا می کند. خالو در این جنگ اسیر می شود و یک سال در اسارت می ماند.

بعد ها در ماجرای بازداشت  اوکانر(کنسول انگلیس در شیراز) توسط مجاهدین، اوکانر را به اهرم می آورند. اوکانر و تنی چند از انگلیسی ها مدتی در قلعه ی کلات یا همان قلعه ی زائر خضر خان، اسیر مجاهدین است و سرانجام  توافقی بین زائرخضرخان و شیخ حسین چاکوتاهی از یک طرف و ترِوِر و کاکس که نائب کنسول و سرکنسول انگلیس بودند، از طرف دیگر امضا می شود. طی این توافق، خالو حسین با اوکانر، مبادله می شوند.

خالوحسین در سال ۱۳۰۸ شمسی با خوانین منطقه در برابر سیاست دولت رضاشاه مبنی بر خلع سلاح جنوب ایران و ایلات و عشایر ایستادگی کرد و دست به نبرد مسلحانه با نیروهای ارتش دولت مرکزی زد؛ و از خود سازش نشان نداد. از این رو به اتهام توطئه دستگیر و ۱۸ ماه زندانی شد. خالوحسین پس از بیماری، در هفتم شعبان ۱۳۶۵ قمری برابر با ۱۷ تیر ۱۳۲۵ ش. (۸ ژوئیه ۱۹۴۶ میلادی) درگذشت

آیت الله سید علی نقی دشتی؛ منادی وحدت و جهاد

آیت الله سید علی‌نقی دشتی میانخره ای فرزند سیدمحمد در سال(تولد 1287 ه.ق، 1242ش رحلت 13 شوال سال 1358 قمر 1318ش)در روستای میانخره یکی از روستاهای دشتی چشم به جهان گشود. وی فقیه و مبارز و منادی وحدت و جهاد در میان بزرگان دشتی بود.

سید علی‌نقی که از مدرسان معروف منطقه دشتی در حوزه علوم دینی بود ارتباط نزدیکی با رئیس علی دلواری داشت. از همین رو با روشن شدن شعله های جنگ و تهاجم قوای انگلیسی به بوشهر، رئیس علی دلواری جهت یاری گرفتن از علمای دشتی بخصوص سیدعلی نقی به حضور وی شرفیاب شد و از وی درخواست نمود برای اتحاد خوانین و کدخداها و روسای دشتی واسطه امر شود.

آقا سید علی نقی که در اختلاف بین سران محلی دشتی کاملا واقف بود به همین جهت اولین جلسه را در میانخره در منزل خود برگزار نمود و جمع کثیری از بزرگان دشتی در این جلسه حاضر شدند. مرحوم آیت الله سید علی نقی دشتی بر اهمیت موضوع و حفظ دین و کیان اسلامی از تهاجم اجانب تأکید کرد و از آن ها خواست از اختلافات دست برداشته و با اتحاد در این جهاد شرکت نمایند.مرحوم دشتی به همراه رئیس علی به نقاط مختلف منطقه سفر کرد و به تحریک و دعو مردم می پردازد.

نقش بی بدیل این عالم گرانقدر در برقراری اتحاد و همدلی بین سران و ایجاد شور و حرارت در میان مردم مثال زدنی است.

دو تن از مبارزترین شاگردان مرحوم آقا سیدعلی نقی، به صورت مستقیم در دلوار حاضر شده و به ادای تکلیف پرداختند. یکی مرحوم میرزا ابراهیم صدیق و دیگری مرحوم سید محمد صادق نبوی است.

زایر خضرخان اهرمی؛ امیر اسلام، مبارز نستوه

زایر خضرخان اهرمی ملقب به امیر اسلام از همرزمان رئیسعلی دلواری در نبرد علیه نیروهای انگلیس است. وی متولد (تولد۱۲۸۰ ه. ق/ ۱۲۴۱ خورشیدی رحلت۱۳۴۱ ه. ق/ ۱۳۰۱ ش ) در روستای شمشیری دهستان باغک، از مخالفین حضور انگلستان در جریان اشغال بوشهر در جنگ جهانی اول که در آن ایام ضابط منطقه تنگستان بود. همزمان با مبارزات رئیس علی دلواری و پس از شهادت او مقاومت در مقابل اشغالگران را ادامه داد.

در سال ۱۲۹۷ خورشیدی زائر به کمک شیخ حسین خان چاهکوتاهی (سالار اسلام)و غضنفرالسلطنه برازجانی مانع عبور انگلیسها از تنگستان و رفتن به برازجان شد در این جنگ زائر به کوه‌های خائیز پناهنده شد و پس از یکسال سرانجام موفق شد به اهرم بازگشته و ضابطی آنجا را برعهده گیرد.

وی به واسطه شدت فشارهای استعمارگران انگلیسی مدتی در کوههای خائیز بسر می‌برد، سرانجام بدست یکی از نزدیکانش و به همراه پسرش سام میرزا در سال (۱۳۴۱ ه. ق/ ۱۳۰۱ ش) در شهر اهرم به شهادت رسید.

شیخ حسین چاه‌کوتاهی؛ سالار اسلام، پدر شهیدان مبارزه با استعمار

شیخ حسین چاهکوتاهی،(تولد۱۲۷۳ قمری  ۱۲۳۵ خورشیدی رحلت۱۲ شوال ۱۳۳۸ قمری ۸ تیر ۱۲۹۹ش )  معروف به شیخ حسین خان، ملقب به «سالار اسلام» از فعالان جنبش جنوب ایران و از فرماندهان نیروهای تنگستان در برابر هجوم بریتانیا در جنگ جهانی اول و از همرزمان نزدیک رئیسعلی دلواری بود. وی متولد ۱۲۷۳ قمری (۱۲۳۵ خورشیدی) در چاهکوتاه حومه شهرستان بوشهر است. عموی وی شیخ حسین چاهکوتاهی در ماجرای نبرد قلعه ریشهر در برابر تهاجم انگلیسی‌ها در سال ۱۲۷۳ (قمری) شرکت داشت.

شیخ حسین خان بدنبال انزجار عمومی از تهاجم انگلیس و اعلان جهاد علمایی چون علامه بلادی، سید مرتضی اهرمی و شیخ محمدحسین برازجانی همراه با زایر خضرخان اهرمی و دیگر خانهای جنوب برای شرکت در جنگ علیه نیروهای بیگانه هم قسم شد نبرد تنگستانی‌ها و دشتی‌ها پس از شهادت رئیسعلی دلواری تا چندی ادامه یافت و با شهادت بعضی مجاهدین از جمله دو فرزند شیخ حسین خان و اسیر شدن تعدادی از جمله خالوحسین دشتی از دیگر سران مجاهدین به سرانجام رسید.

آغاز مبارزه با شهید دلواری است اما وقتی اسناد و مدارک تاریخی را می بینیم، متوجه  مکاتبه ای که کاکس با شیخ حسین چاهکوتاهی کرده می شویم. مکاتبه ای که در آن کاکس شیخ حسین را خطاب قرار می دهد که شما دوست ما هستی و قبل از این با ما معامله و تجارت می کردی. حال چه شده که آمدی با زائرخضر خان که در موضع مخالف ما قرار گرفته، یا با غضنفرالسلطنه، می خواهی علیه ما اقدام کنی؟ [شیخ حسین چاهکوتاهی] جواب می دهد که آن زمانی که من با شما معامله می کردم، شما خاک این مملکت را اشغال نکرده بودید. اما الآن خاک ما را اشغال کردید و بنا بر این من دیگر چیزی به عنوان منافع مادی نمی شناسم. عِرق ملی و مذهبی من به من میگوید که بایستم و با شما مبارزه کنم.

که روی شیخ حسین چاهکوتاهی در تاریخ ما واقعا کم کار شده. چند کتابی در مورد ایشون چاپ شده اما آن شناخت لازم را(در مورد شیخ حسین چاکوتاهی)، ما به ایرانی ها ندادیم. این آدم با اینکه منافع اقتصادیش به خطر می افتد و با وجودی که (انگلیسی ها) تطمیعش می کنند و می گویند ما حاضریم تمام معاملاتمان را به سمت و سوی تو سوق بدهیم و حتی حاضریم علاوه بر چاهکوتاه، احمدی را هم به تو واگذار کنیم اما تو در مقابل ما نایست. اما اوپاسخ منفی می دهد و می گوید، من وظیفه ی دینی ملی دارم و در مقابل شما می ایستم. هم خودش و هم دو تن از پسرانش شهید می شوند. یک پسرش شهید شیخ عبدالحسین چاهکوتاهی در جنگ کوه کُزی بدست همین انگلیسی ها کشته می شود. خودش و پسر دیگرش، شیخ خزعل چاهکوتاهی بدست اس.پی.آر کشته می شود. یعنی خودش و دو پسرش، سه تائی از جانشان و از منافع مالی و اقتصادی گذشتند اما در دفاع از آب و خاک کشور، یک قدم عقب نرفتند.

شیخ حسین خان در رمضان-شوال ۱۳۳۸ق درصدد تصرف چاه کوتاه برآمد و موفق نشد در آنجا تفنگچیان انگلیسی و پلیس جنوب شیخ و همراهانش را محاصره و به آنها حمله کردند. پس از مدتی مقاومت شیخ‌حسین‌خان با همه همراهان، از جمله پسرش شیخ‌خزعل، (شعبان ۱۳۳۸ق) در این درگیری شهید شدند. در بعضی منابع دیگر تاریخ شهادت آنها ۱۲ شوال ۱۳۳۸ قمری که برابر است با ۸ تیر ۱۲۹۹ش (۲۹ ژوئن ۱۹۲۰م)، نقل شده‌است.

میرزا محمدخان برازجانی؛ غضنفر استعمار ستیز

میرزا محمدخان برازجانی ملقب به غضنفرالسلطنه برازجانی (۱۲۵۲- بهمن یا اسفند۱۳۰۸  خورشیدی)، ادیب، شاعر، والی برازجان و از تاثیر گذاران قیام جنوب در مقابل هجوم بریتانیا بود.

از اقدامات مهم وی اتحاد با مجاهدین و یاری رسانی شیخ حسین خان چاهکوتاهی و زایر خضر خان اهرمی در آخرین حلقه مقاومت مجاهدین در نبرد «سربست چغادک» علیه نیروهای انگلیسی (ذیحجه ۱۳۳۶ق/ سپتامبر ۱۹۱۸م) با سیصد نفر تفنگچی بود. وی در این نبرد از تملک اقتصادی خود هزینه نمود.

در این نبرد شیخ محمدحسین برازجانی نیز شرکت داشت مسترچیک کنسول انگلیس در بوشهر همراه با دریا بیگی از غضنفرالدوله خواستند دست از جنگ بکشد که او نظر آنها را رد کرد. پس از آن نیروهای مجاهدین رو به اضمحلال رفتند و بتدریج چاهکوتاه، اهرم و برازجان بدست انگلیسی‌ها و پلیس جنوب مورد هجوم قرار گرفت و سران مجاهدین مجبور به جنگ و گریزهای نامنظم و پناه بردن به کوهها شدند. در ۲۱ محرم ۱۳۳۷ قمری (۲۳ اکتبر ۱۹۱۸م) قوای انگلیس برازجان را اشغال کردند. غضنفرالسلطنه به اردوی خود در کوههای لرده -گیسکان- پیوست.

 بتدریج جاده بوشهر-شیراز تحت کنترل انگلیسی‌ها در آمد. وی با روی کار آمدن مصدق به سمت والی فارس دوباره موقعیت خود را بازیافت اما بعلت هماهنگی با شورش علیه رضاخان مورد غضب حکومت مرکزی قرار گرفت. میرزا محمدخان به لرده که مکانی کوهستانی و نزدیک جاده شیراز بود رفت و شبها به سپاهیان انگلیس شبیخون می زد. قشون انگلیس برای دفع وی عازم لرده شد. مردان و زنان لرده ای به پشتیبانی از میرزامحمدخان با سپاهیان انگلیس وارد نبرد شدند و شمار زیادی از انگلیسی ها را تارمار کردند.

 بدنبال اعلام سیاست خلع سلاح جنوب توسط حکومت مرکزی پهلوی اول در ۴ آذر ۱۳۰۸ خورشیدی با ماموریت فوج گارد نادری ترور غضنفرالسلطنه نیز تصویب شد و وی در شب ۲ اسفند ۱۳۰۸ خورشیدی در نزدیکی آرامگاه شاه پسرمرد دشتستان کشته شد. ترور وی همچنین در شب ۲۲ رمضان مطابق اواخر بهمن ۱۳۰۸ خورشیدی توسط یکی از گماشتگان دولت پهلوی نقل شده است.